اخبار و رویدادها
مقالات...
حجاب در قرآن حجاب در قرآن
موضوع عدم عضویت یک اقلیت دینی در شورای شهر یزد ربطی به مسائل انتخاباتی نداشتموضوع عدم عضویت یک اقلیت دینی در شورای شهر یزد ربطی به مسائل انتخاباتی نداشت
پژوهشی در هویت تاریخی حضرت رقیه (علیهاالسلام)پژوهشی در هویت تاریخی حضرت رقیه (علیهاالسلام)
پاسخ ترامپ رونمایی از موشک های قاره پیماستپاسخ ترامپ رونمایی از موشک های قاره پیماست
واکنش حجت‌الاسلام قرائتی به سخنان اخیر رئیس جمهور آمریکاواکنش حجت‌الاسلام قرائتی به سخنان اخیر رئیس جمهور آمریکا
شرح حدیث اخلاق | فرزندانی که برای والدین، عمل صالح‌اندشرح حدیث اخلاق | فرزندانی که برای والدین، عمل صالح‌اند
نکاتی کاربردی برای مسافران پیاده روی اربعیننکاتی کاربردی برای مسافران پیاده روی اربعین
بایگانی
سازمان تبلیغات اسلامی یزد
آدرس : یزد، بلوار شهید پاکنژاد، روبروی پمپ بنزین، اداره کل تبلیغات اسلامی استان یزد
تلفن : 37253370-035
فاکس : 37252680-035
ایمیل : info@tebyanyazd.ir



حسن ظن به خدا
گروه مرتبط: دین و اندیشه


کتاب مبادی اخلاق در قرآن
حسن ظن به خدا

امیدوار و خوش گمان به خداوند، پس از لغزیدن و اشتباه امید عفو و بخشش داردو با این امید از خواب برمی خیزد. جمله ای که در دعای نورانی کمیل آمده:

هکذا الظن بک و لا المعروف من فضلک»

در دنیا هم جا دارد و اختصاصی به آخرت ندارد. حسن ظن به خدا این است که انسان، با «کریم» ، «ستار» و «غفار» روبروست. در این صورت، سعی می کند که به جنگ کریم نرود و اگر اشتباهی مرتکب شد، از جامه کرامت کریم، مددی بگیرد و خود را با آن بپوشاند و به این ترتیب، این حسن ظن، مایه نجات انسان است. در قیامت اگرکسی را که در دنیا پرده دین را ندرید و با اعتراف به حرمت گناه، گناه کرد و گفت:

«ربنا غلبت علینا شقوتنا» (84)

بخواهند به دوزخ ببرند، عرض می کند:

«ما هکذا الظن بک» :

خدایا، گمانم این نبود که مشمول گذشت شما نشوم، ندامی رسد: پس گمانت چه بود؟ عرض می کند: گمان من این بود که من با ستار، کریم، غفار، حنان و منان روبرویم؛ نه با قهار. آنگاه دستور می رسد که او را عفو کنید.

ولی اگر در دنیا این عقیده حاصل نباشد، در آخرت این مطلب هرگز به زبان کسی جاری نخواهد شد. انسان باید در دنیا به این معنا معتقد و سیرت و سنت او با این اعتقاد، آمیخته باشد تا در آخرت بتواند چنین سخنی را بگوید. چون هیچ کس در آن روز، بدون اذن خدا حرف نمی زند و حرف آن روز هم جز حق و صدق، چیزی دیگر نخواهد بود.

بنابراین، اگر کسی با خدا سخنی گفت و عرض کرد:

«ما هکذا الظن بک و لا المعروف من فضلک» .

معلوم می شود عمری را در دنیا با همین سنت حسنه گذرانده که در آن روز به او اجازه چنین درخواستی را می دهند. البته این طور نیست که خدا همگان را ببخشد؛ بلکه:

«یغفر لمن یشاء» (85):

هر کسی را خودش مصلحت بداند می بخشد و چون حکیم علی الاطلاق است، خواست او بر اساس حکمت است، و از آسیب مشیت جزافی و اراده گزافی مصون است.

84. سوره مؤمنون، آیه 106.85. سوره مائده، آیه 18.

------------------------------------------------------------------

کتاب مبادی اخلاق در قرآن
بهبود رابطه با خدا

امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرماید:

«من اصلح ما بینه و بین الله، اصلح الله سبحانه و تعالی ما بینه و بین الناس» (80).

حدیث قدسی اول راجع به مسائل اقتصادی، مشکلات مالی و امور داخلی بود و این حدیث نورانی، ناظر به مسائل اجتماعی است؛ کسی که در جامعه مشکلی دارد و می خواهد رابطه بین او و دیگران بهبود یابد، باید رابطه بین خود و خدای خود را نیکو و مستحکم کند. چون زمام دلهای مردم به دست خداست و شرط نیکو شدن روابط بین او و دیگران، نیکو ساختن رابطه بین خود و خداست. راهی که ما را به این هدف والا می رساند، «تفکر» است.

معصومین (علیهم السلام) فرموده اند:

«تفکر ساعة خیر من قیام لیلة» (81)

یک لحظه فکر کردن از بسیاری از عبادتهای بی فکر بالاتر است: اگر عبادت بافکر باشد، به مراتب از فکر تنها بالاتر است و اگر عبادت بی فکر باشد، فکر، خودش

[220]

بهترین عبادت است و انسان را به عبادتها می رساند.

اهل بیت عصمت (علیهم السلام) آیین فکر کردن را نیز به ما آموخته و گفته اند: تفکر این است که مثلا انسان به سرزمین یا خانه های ویران شده برسد و بگوید:

«این ساکنوک؟ این بانوک؟» (82)

بنیانگذاران و ساکنان تو کجایند؟ این فکر، انسان را متنبه می کند و این مثال است؛ وگرنه خانه های آباد هم از نسلی به نسلی و از دستی به دست دیگر منتقل می شود. اگر چه خانه های ویران، پیام گویاتری دارند وگرنه هر چه از مسیر دیدگان انسان می گذرد، عامل پند و نصیحت است.

همان گونه که حضرت امام کاظم (علیه السلام) در جواب هارون فرمود:

«ما من شی ء تراه عینک الا و فیه موعظة» (83):

هر چه از مسیر چشم تو می گذرد، واعظ است و اندرز می دهد. تفکر یک لحظه، این نقش را دارد که انسان را بیدار و هشیار می کند.

80. همان، ج 79، ص 197.81. کافی، ج 2، ص 54، باب التفکر، ح 2.82. کافی، ج 2، ص 54، باب التفکر، ح 2.83. بحار، ج 68، ص 324.

--------------------------------------------------------------------

کتاب مبادی اخلاق در قرآن
ترجیح خواسته خدا

امام صادق (علیه السلام) از رسول گرامی صلی الله علیه و آله و سلم نقل می کند که ذات اقدس اله فرمود:

«لا یوثر عبد هوای علی هواه الا جعلت غناه فی نفسه و کفیته همه و کففته ضیعته و ضمنت السماوات و الارض رزقه و کنت له من وراء تجارة کل تاجر» (78):

طبق این حدیث قدسی، ذات اقدس اله (جل جلاله) فرمود: به عزت و عظمتم سوگند، هیچ بنده ای خواسته مرا بر خواسته خود مقدم نمی دارد مگر این که پنج فضیلت را بهره او می سازم:

اول: این که روح بی نیازی را در او زنده می کنم و این، نصیب هر کسی نمی شود. چنانکه دیده می شود برخی توانگران همه سخنانشان، بوی فقر می دهد با این که امکانات مادی آنان به قدری است که اگر بقیه عمر را در گوشه ای بنشینند و کار نکنند نیز، نیازی ندارند، ولی با این حال در عذاب تهی دستی گرفتارند.

ائمه (علیهم السلام) فرموده اند: اگر کسی مسیر صحیح اقتصاد را طی نکند، خداوند فقر را پیش دو چشم او مجسم می کند(79). او وقتی هنگام صبح از بستر برمی خیزد، صحنه هراسناک فقر و گدایی را پیش چشمش می بیند و بین محل زندگی و محل کار نیز آنچه می بیند منظره رعب آور فقر است و هنگامی که به دفتر کار، وارد می شود، در و دیوار مغازه اش تابلو گدایی است! همیشه در این فکر است که مبادا کالایی که خریده شد، ارزان شود یا او سودی نبرد یا بر صفرهای ارقام ثروتش افزوده نشود؛ ولی انسان پارسا، در همه جا صحنه زیبای توانگری را می بیند.

خداوندی که به این همه مار و عقرب، حیوانات حلال و حرام گوشت دریا و صحرا و کافران روزی می دهد، آیا انسان مؤمن را بی روزی می گذارد؟ تحصیل

[219]

هزینه زندگی و مبارزه با کسانی که حق دیگران را غصب می کنند، واجب و از دستورهای اسلامی است؛ اما روح توانگری داشتن، یک نوع فضیلت اخلاقی و نزاهت روح است.

دوم: او را از اندوه و غم می رهانم.

سوم: نمی گذارم کالای تجاری و زراعی او ضایع شود.

چهارم: آسمان و زمین را مسئول تکفل روزی او می کنم.

پنجم: خودم پشتوانه همه مسائل اقتصادی او هستم. در کنار هر تجارتی، لطف من او را همراهی می کند و نمی گذارم حیثیت او آسیب ببیند.

78. بحار، ج 67، ص 75.79. «من اصبح وامسی والاخرة اکبر همه، جعل الله الغنی فی قلبه و... » (همان، ج 70، ص 104) .

--------------------------------------------------------------------------------------

کتاب مبادی اخلاق در قرآن
ترجیح خواسته خدا

امام صادق (علیه السلام) از رسول گرامی صلی الله علیه و آله و سلم نقل می کند که ذات اقدس اله فرمود:

«لا یوثر عبد هوای علی هواه الا جعلت غناه فی نفسه و کفیته همه و کففته ضیعته و ضمنت السماوات و الارض رزقه و کنت له من وراء تجارة کل تاجر» (78):

طبق این حدیث قدسی، ذات اقدس اله (جل جلاله) فرمود: به عزت و عظمتم سوگند، هیچ بنده ای خواسته مرا بر خواسته خود مقدم نمی دارد مگر این که پنج فضیلت را بهره او می سازم:

اول: این که روح بی نیازی را در او زنده می کنم و این، نصیب هر کسی نمی شود. چنانکه دیده می شود برخی توانگران همه سخنانشان، بوی فقر می دهد با این که امکانات مادی آنان به قدری است که اگر بقیه عمر را در گوشه ای بنشینند و کار نکنند نیز، نیازی ندارند، ولی با این حال در عذاب تهی دستی گرفتارند.

ائمه (علیهم السلام) فرموده اند: اگر کسی مسیر صحیح اقتصاد را طی نکند، خداوند فقر را پیش دو چشم او مجسم می کند(79). او وقتی هنگام صبح از بستر برمی خیزد، صحنه هراسناک فقر و گدایی را پیش چشمش می بیند و بین محل زندگی و محل کار نیز آنچه می بیند منظره رعب آور فقر است و هنگامی که به دفتر کار، وارد می شود، در و دیوار مغازه اش تابلو گدایی است! همیشه در این فکر است که مبادا کالایی که خریده شد، ارزان شود یا او سودی نبرد یا بر صفرهای ارقام ثروتش افزوده نشود؛ ولی انسان پارسا، در همه جا صحنه زیبای توانگری را می بیند.

خداوندی که به این همه مار و عقرب، حیوانات حلال و حرام گوشت دریا و صحرا و کافران روزی می دهد، آیا انسان مؤمن را بی روزی می گذارد؟ تحصیل

[219]

هزینه زندگی و مبارزه با کسانی که حق دیگران را غصب می کنند، واجب و از دستورهای اسلامی است؛ اما روح توانگری داشتن، یک نوع فضیلت اخلاقی و نزاهت روح است.

دوم: او را از اندوه و غم می رهانم.

سوم: نمی گذارم کالای تجاری و زراعی او ضایع شود.

چهارم: آسمان و زمین را مسئول تکفل روزی او می کنم.

پنجم: خودم پشتوانه همه مسائل اقتصادی او هستم. در کنار هر تجارتی، لطف من او را همراهی می کند و نمی گذارم حیثیت او آسیب ببیند.

78. بحار، ج 67، ص 75.79. «من اصبح وامسی والاخرة اکبر همه، جعل الله الغنی فی قلبه و... » (همان، ج 70، ص 104) .


 
صفحه اول   |   ارتباط با ما   |   نقشه سايت   |   ورود به سایت   |   download   |   انجمن   |   سایت کودکان تبیان   |   پست الکترونیک
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اداره کل تبلیغات اسلامی استان یزد میباشد.
پشتیبانی : واحد فناوری اطلاعات اداره کل تبلیغات اسلامی یزد