اخبار و رویدادها
مقالات...
پاسخ ترامپ رونمایی از موشک های قاره پیماستپاسخ ترامپ رونمایی از موشک های قاره پیماست
واکنش حجت‌الاسلام قرائتی به سخنان اخیر رئیس جمهور آمریکاواکنش حجت‌الاسلام قرائتی به سخنان اخیر رئیس جمهور آمریکا
شرح حدیث اخلاق | فرزندانی که برای والدین، عمل صالح‌اندشرح حدیث اخلاق | فرزندانی که برای والدین، عمل صالح‌اند
نکاتی کاربردی برای مسافران پیاده روی اربعیننکاتی کاربردی برای مسافران پیاده روی اربعین
راز محرم شدن شوهرخواهر !!راز محرم شدن شوهرخواهر !!
سیمای امام سجاد علیه السلامسیمای امام سجاد علیه السلام
فلسفه عزاداري ماه محرمفلسفه عزاداري ماه محرم
بایگانی
سازمان تبلیغات اسلامی یزد
آدرس : یزد، بلوار شهید پاکنژاد، روبروی پمپ بنزین، اداره کل تبلیغات اسلامی استان یزد
تلفن : 37253370-035
فاکس : 37252680-035
ایمیل : info@tebyanyazd.ir



راهبرد نیایش در صحیفه سجادیه
گروه مرتبط: شهادت امام سجاد


راهبرد نیایش در صحیفه سجادیه

چکیده

همپایی قرآن و عترت حاوی این نکته است که تفسیر قرآن را باید از عترت جست. همین موضوع ضرورت آشنایی بیشتر با سخنان اهل بیت را آشکار می سازد و صحیفه سجادیه، خود ترجمان قرآن است. آشنایی بهتر با این کتاب آسمانی از نظر سند، شرحهای آن، زمان، معارف مندرج درآن، ساختار و سرانجام کتابهای دیگری که در حکم جلدهای بعدی آن هستند، از اهداف این نوشته است و امیدوار است به این پرسش ها پاسخ دهد که صحیفه سجادیه چگونه کتابی است و امام سجاد(ع) چرا معارف بلند الهی را در قالب نیایش بیان کرده است و سرانجام راهبرد نیایش در این زبور آل محمد (ص) چیست؟

مقاله «توصیفی» است و به روش کتابخانه ای تهیه و تدوین گردیده است و اشاره به عناوین معارف بلندی را که در صحیفه موجود است، می توان از نکته های محوری تحقیق بر شمرد، از جمله: ژرفای توحید، نبوت، امامت، تمسک به قرآن مجید.

کلید واژه ها: نیایش، عترت، صحیفه، معارف الهی.

مقدمه

فرهنگ غنی و بی پایان دین جاوید و جهانی اسلام، توانایی اشباع و ارضای نیازهای فکری همه اندیشمندان تا فرجام دنیا را دارد. امام زین العابدین(ع)، از آیات قرآن مجید با عنوان گنجینه های اسرار الهی یاد می کند:

آیاتُ القُرآنِ خَزائِنٌ فَکُلَّما فُتِحَت خَزائِنَهُ یَنبَغی لَکَ اَن تَنظُر مَا فِیهَا.

آیات قرآنی گنجینه هایی است که هر گاه گشوده می شود شایسته است که در آنها دقت کنی.

رسول خدا(ص) کلیدهای رمز این گنجینه های بی پایان را به «عترت» سپرده و در حدیث قطعی و متواتر «ثقلین» قرآن و عترت را همتایانی نامیده که هرگز از یکدیگر جدا نمی شوند تا در روز رستاخیز کنار حوض کوثر به پیامبر بپیوندند. همتایی قرآن و عترت، موضوعی ظاهری و شعاری نیست، بلکه حقیقتی است که از زبان پیامبر خدا بیان شده و هیچ فرد دیگری شایستگی همتایی قرآن را ندارد، چنان که هیچ پدیده دیگری جز قرآن، شایسته همتایی عترت نیست. به تعبیر امیر مؤمنان(ع):

نَحْنُ اَهْلَ البَیْتِ لا یُقاسُ بِنا اَحَدٌ؛ فَبِنا نَزَل القُرآن وَ فینا مَعْدِنُ الرِّسالَةِ.

ما اهل بیتی هستیم که هیچ کس با ما مقایسه نمی شود، قرآن در میان ما فرود آمده و کانون رسالت نیز در میان ماست.

همپایی قرآن و عترت نیز نکته ظریف و حقیقت دیگری است که در خور توجه شایان اهل نظر است و آن، این که پیروان عترت باید پا به پایِ قرآن به تفسیر و تبیین و شرح و اجرای آن بپردازند و حقایق و احکام و گنجینه های آن را برای دیگران باز گویند. مفهوم نزول قرآن در میان اهل بیت نیز همین است که دیگران ـ هر اندازه از علم و عقل و نبوغ برخوردار باشند، هرگز نمی توانند مانند اهل بیت، به همه معارف قرآن دست یابند و گنجور گنجینه های قرآن کسی جز عترت نخواهد بود.

بهترین دلیل بر مدعای ما آثار به جای مانده از عترت معصوم و پاک پیامبر است که جملگی چون درّ شاهوار در میان آثار اسلامی می درخشد و هیچ کلام و مرامی همسنگ کلام و مرام آنان نبوده و نیست و به تعبیر آیة اللّه حسن زاده آملی «معجزات قولی» است؛

«معجزات قولی علوم و معارف و حقایقی است که به تعبیر حضرت امیر(ع) ـ در خطبه اشباح نهج البلاغه ـ از ملائکه اهل امانت وحی، از حظائر قدس ملکوت بر مرسلین نازل شده است. سرسلسله معجزات قولی، قرآن مجید است و معارف صادر از اهل بیت عصمت و وحی و منطق صواب و فصل خطاب چون نهج البلاغه و صحیفه سجادیه و جوامع روایی، تالی آن است.

و همان گونه که امام معصوم «قران ناطق» است، سخنان آنان نیز ترجمان قرآن است و در میان آنها «صحیفه سجادیه» حضرت سیدالساجدین(ع) از لطافت خاصی برخوردار است.

در این دفتر آسمانی هرگونه جسم و جان عالم را سود است که چون خداشناس شدید، هر خیر و سعادت از او بطلبید به شما عطا می کند بلکه هر چه به شما عطا کرد، سعادت خیرخود را در آن مشاهده می کنید. این دفتر، خلاصه درس مقام رضا و تسلیم در مقابل فرمان سلطان حقیقت است و جهان را بر شما بهشت رضوان می گرداند وهر رنج و آلام عالم را بر شما راحت و نعمت می سازد و کیمیایی است که هر ناراحتی و سختی و بدبختی را راحتی و خوشبختی می گرداند و این عالم پر رنج و الم را بر شما بهشت برین می کند و کار آن جهان ابد و عالم آخرت را هم در صورت علم و عمل به این صحیفه شریفه در کمال خوبی اصلاح می کند.

با این امید نخست بر آستان سراسر قدس و قدیس حضرت زین العابدین(ع) سر می ساییم سپس با استمداد از روح زیبای بهترین پرستنده اش برای ورود به گلستان توحیدی صحیفه سجادیه استمداد می طلبیم.

موقعیت استثنایی صحیفه

سوگمندانه باید گفت وضعیت اسلام و مسلمانان در نیم قرن دوم حیات خود بسیار تأسفبار و خطرناک شد، به گونه ای که بی محابا احکام اسلامی بازیچه دست بنی امیه قرار گرفت و جرأت و جسارت آنان به جایی رسید که نوه پیامبر را به شکلی فجیع به قتل رساندند و کفر و الحاد خویش را بر ملا ساختند و همگان نیز نظاره گر شدند. ایمان مردم به مبانی دین سست شده بود، دستگاه جبار اموی، مسلک جبر را ترویج می کرد و هرگونه تفسیر و تبیین صحیح مسائل دینی در طول بیست سال حکومت معاویه ممنوع شده بود. از سوی دیگر فساد و فحشای درباریان به کل جامعه سرایت کرده، همان گونه شد که امام حسین(ع) تحلیل کرده بودند:

وَ عَلَی الاِسْلامِ السَّلامُ اِذْ قَد بُلیَتِ الُاَمةُ بِراعٍ مِثْلِ یَزیدَ.

هنگام خداحافظی با اسلام فرا رسیده چرا که امت، رهبری چون یزید دارد؟!.

امام صادق(ع) وضع دینی، فرهنگی و اخلاقی مردم را پس از حادثه عاشورا در یک جمله چنین بیان می کند:

اِرْتَدَّ الناسَ بَعْدَ الحُسَینِ(ع) اِلاّ ثَلاثَةٌ، اَبُوخالِدٍ الکابُلی، یَحییَ بنُ اُم الطَّویِل، وَ جُبَیرَ بنَ مُطْعِم. ثُمَّ اِنَّ النَّاسَ لَحقوا و کَثْروا.

مردم پس از (حضرت امام) حسین(ع) از دین خارج شدند جز سه نفر؛ ابو خالد کابلی، یحیی بن ام طویل و جبیر بن مطعم. سپس مردم (بازگشتند و) ملحق شدند و جمعیت مسلمانان فراوان شد.

و نیز مردم آن قدر از اهل بیت(ع) فاصله گرفته بودند که از امام سجاد(ع) نقل شده که فرمود: «در شهر مکه و مدینه بیست نفر یافت نمی شود که ما را دوست داشته باشند.»

درچنین وضعیتی، مسئولیت حفظ اسلام، تبیین صحیح معارف دینی و بازگرداندن مردم به سوی دین درحالی برعهده امام سجاد(ع) قرار گرفت که حتی کمترین وسائل وامکانات تبلیغی در اختیار امام نبود و به تعبیر مقام معظم رهبری ـ حضرت آیة اللّه خامنه ای ـ :

اختناق در آن دوران و نامساعد بودن وضع، اجازه نمی داد که امام سجاد(ع) با آن مردم بی پرده و صریح حرف بزند، نه فقط دستگاهها نمی گذاشتند، مردم هم نمی خواستند، اصلا آن جامعه یک جامعه نالایق و تباه شده و ضایع بود که باید بازسازی می شد.»

تنها راهی که پیش روی امام باز بود، دعا و نیایش و سخن گفتن با خدا بود و ایشان از هیمن راه به بازسازی جامعه پرداخت و معارف عالی دین را در قالب دعا منتشر ساخت و دلها و ذهن های تشنه را از آبشخور وحی سیراب نمود و صحیفه سجادیه ـ نه یک کتاب دعا بلکه ـ دانشگاه عمیق و روحانی و فراگیری شد که مرزهای اختناق و تعصب و کفر و الحاد و زور و تزویر را در نوردید و خورشید وش بر آسمان فرهنگ و دانش برآمد و جامعه مرده را نور و گرمای معنویت و دیانت بخشید و یخ های جمود و تعصب را ذوب کرد و زمینه بازگشت مردم را فراهم ساخت؛ همانطور که در انتهای حدیث امام صادق(ع) یاد شد که مردم کم کم روشن شدند و بازگشتند و تعداد انسان های فهمیده و روشن بین فزونی گرفت. مرحوم محمد جواد مغنیه در این باره می نویسد: «صحیفه سجادیه تنها یک کتاب دعا نیست بلکه مدرسه ای است که درس توحید و عقیده و صبر و فداکاری و گذشت و مهربانی می دهد و آدمی را در برابر بدی و تباهی ـ به هر شکل و رنگی که باشد ـ به انقلاب وا می دارد»

و برخی دیگر از نویسندگان نوشته اند: «مجموعه صحیفه سجادیه ـ که در 19 باب جمع بندی و به صورت فهرست موضوعی ارائه شده، نشان دهنده یک تشکیلات سازمانی انسان ساز است که ظاهرش دعا و باطنش ساختن گروه های ویژه مقابله گر با ظلم و ستم است، حتی عنوان اول دعاها نیز پوشش است، یعنی عناوین بازگو کننده محتوا نیست؛ محتوا سازنده است و عنوان دعا و التجا... به نظر می رسد صحیفه ـ که امام سجاد(ع) آن را بر فرزندانش امام باقر(ع) و زید املاء کرده و پس از آن امام باقر(ع)، امام صادق(ع) زید و یحیی همگی خود را موظف می دیدند آن را حفظ کنند تا به دست دیگران به خصوص زمامداران نیفتد ـ یک جزوه سازمانی و تشکیلاتی بوده که در صورت دسترسی دشمن به آن، تلاش های امام سجاد(ع) و ائمه بعد(ع)، خنثی می شده است و گرنه دعا به معنای آنچه مرتکز اذهان است (نه به معنای آنچه در صحیفه و امثال آن آمده) دلیلی بر اخفای آن وجود ندارد... پس باید گفت صحیفه عنوان دعا داشته ولی در حقیقت کار دیگری را انجام می داده است.»

مطلب را از منظر دیگر می توان چنین تحریر کرد که نهایت تعلیم و تربیت الهی و عالی ترین آرمان انبیا و عالمان ربانی، بسط توحید و آشنا کردن مردم با مبانی توحیدی و توجه آنان به ساحت قدس ربوبی است، همان طور که ساختار همه شرایع و مذاهب الهی و به تعبیر قرآنی شاکله اصلی دین چیزی جز توحید ناب نیست و تعالیم و تزکیه، مبارزه، جهاد، شهادت، نیایش، احکام و مقررات و قوانین و... همگی در پرتو اصل توحید معنا پیدا می کند:

آنچه که انبیا برای او مبعوث شده بودند و تمام کارهای دیگر، مقدمه اوست بسط توحید و شناخت مردم از عالم است که چطور است؟ ارائه عالم به آن طوری که هست ـ نه به آن طوری که ما ادراک می کنیم و دنبال این بودند که همه تهذیب ها، تعلیم ها و همه کوشش ها در این باشد که مردم را از این ظلمتکده هایی که همه عالم ظلمت است، نجات بدهند و به نور برسانند، غیر حق تعالی نور نیست، همه ظلمتند...»

و خدا خدا کردن امام در صحیفه در حدود چشاندن محبت او به جامعه شرک زده و طاغوت زده و آشنا ساختن آنان با صفات و اسمای حسنای الهی است که سرچشمه اصلاح همه مفاسد و در رأس آنها حکومت فاسد طاغوتی و غیر اسلامی است. اگر بر تاریکخانه دل مردم نور خدا بتابد و ایمان زینت بخش آن گردد طبیعی است که ظلمت فساد و فحشا و ستم و ستم پذیری و انحراف رخت بربندد و جامعه رو به صلاح و تکامل رود؛

وَ لَـکِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الاْءِیمَـانَ وَ زَیَّنَهُو فِی قُلُوبِکُمْ وَکَرَّهَ إِلَیْکُمُ الْکُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْیَانَ أُوْلَـآلـءِکَ هُمُ الرَّ شِدُونَ (حجرات: 7)

و لیکن خدا ایمان را برای شما دوست داشتنی گردانید و آن را در دلهای شما بیاراست و کفر و پلیدی و سرکشی را در نظرتان ناخوشایند ساخت، آنان (که چنین اند) ره یافتگانند.

امام سجاد(ع) با زیباترین روش یعنی ارتباط صادقانه همراه با شور و احساس وصف ناشدنی نیایش جانانه با خدا به شکل زنده و عملی، عالی ترین و کامل ترین نوع تکامل را به منصه ظهور گذاشت و به مردم آموخت که چگونه باشند، چگونه بیندیشند، چگونه تصمیم بگیرند و چگونه زندگی کنند و او نماینده خدا بود که ایمان و ارتباط با خدا را در دل مردم محبوب می ساخت و زینت بخشید تا به رشد کافی برسند و رسم و آیین و حکومت جاهلی را کنار بگذارند وزندگی پاک و نوینی را براساس مترقی ترین قانونی که امکان تدوین یافته ـ یعنی اسلام ـ پی ریزی کنند. در دعای نخست صحیفه می خوانیم:

اِبْتَدَع بِقُدرَتِهِ الخَلقَ ابتِداعا و اختَرَعَهُم عَلی مَشِیتِه اِختراعا ثُمَّ سَلَکَ بِهِمْ طَریقَ اِرادَتِهِ وَ بَعَثَهُمْ فی سَبیل مَحبَّتِهِ...

او آفریدگان را به شکلی بدیع (و بدون نمونه قبلی) آفرید و در واقع آنها را بر اساس مشیت خویش اختراع کرد و سپس در شاهراه اراده خود به حرکت درآورد و در راه محبت خویش برانگیخت.

سند صحیفه

صحیفه کامله سجادیه از جمله کتابهایی است که انتسابش به امام زین العابدین(ع) ثابت شده و علمای بزرگ شیعه از آن در «اجازات روایت» خویش نام برده و به افراد مورد اعتماد اجازه نقل آن را داده اند.

سند صحیفه معروف به اتفاق آرا از عالی ترین موقعیت برخوردار است و به حضرت امام باقر(ع) و برادر شهیدش ـ زید بن علی ـ منتهی می شود و راویان آن عبارتند از:

1. سید نجم الدین بهاء الشرف محمد بن حسن علوی حسینی.

2. ابو عبداللّه محمد بن احمد بن شهریار خزانه دار آستان مقدس امیر مؤمنان(ع)

3. ابو منصور محمد بن محمد بن احمد بن عبدالعزیز عکبری.

4. ابوالمفضل محمد بن عبداللّه بن مطلب شیبانی.

5. شریف ابوعبداللّه جعفر بن محمد (از نواده های امام حسن مجتبی(ع)).

6. عبداللّه بن عمر بن الخطاب الزیات.

7. علی بن نعمان اعلم.

8. عمیر بن متوکل؛ از پدرش

9. متوکل بن هارون.

متوکل بن هارون پس از انجام مناسک حج با یحیی بن زید بن علی(امام سجاد(ع)) ملاقات می کند و پس از پرسش هایی، یحیی از متوکل پرسید: آیا مطلب مکتوبی از پسر عمویم ـ امام جعفر صادق(ع) ـ همراه داری؟ متوکل برخی از مطالب مهم از جمله مجموعه دعایی را به او نشان داد که از امام صادق(ع) فرا گرفته بود. یحیی نسخه ای از آن دعاها را برای خود نوشت. آنگاه صحیفه ای را از صندوق بسته ای بیرون آورد، آن را بر چشم نهاد، بوسید و گریست و گفت بیم آن دارم که این صحیفه به دست نااهلان بنی امیه بیفتد، این را به عنوان امانت نزد خود نگه دار و به پسر عموهایم ـ محمد و ابراهیم فرزندان عبداللّه بن حسن بن حسن بن علی(ع) ـ تحویل بده.

متوکل می گوید: صحیفه یحیی را نزد خود نگه داشتم. طولی نکشید که یحیی در مبارزه با بنی امیه به شهادت رسید. من به مدینه رفتم و به محضر امام صادق(ع) شرفیاب شدم و داستان یحیی و صحیفه را برایش نقل کردم. امام بر حال یحیی رقت کردو فرمود: خدا پسر عمویم را رحمت کند و با پدرانش محشور سازد. آنگاه صحیفه را طلبید وقتی چشمش بر آن افتاد فرمود: به خدا سوگند به خط عمویم زید و دعای جدم علی بن الحسین است. سپس به فرزندش اسماعیل دستور داد تا صحیفه ای را آورد که شبیه صحیفه یحیی بود. امام نیز آن را بوسید و بر چشمش نهاد و فرمود: این خط پدرم و املای جدم است که در حضور من نوشته شد.

متوکل می گوید: از امام صادق(ع) اجازه گرفتم و دو صحیفه را با یکدیگر مقابله کردم، دیدم هر دو یکی است و حتی یک واو با هم تفاوت ندارند. آنگاه امام، محمد و ابراهیم پسران عبداللّه را خواست و صحیفه یحیی را به آنان تحویل دادیم و امام صادق(ع) به آنها سفارش کرد که در شرایط آن روز، صحیفه را از مدینه خارج نسازند چرا که امکان دارد مانند یحیی به دست بنی امیه کشته شوند و صحیفه به دست نا اهلان بیفتد. سپس امام(ع) ادعیه صحیفه را بر من املا کرد و من آنها را یادداشت کردم، مجموع آن دعاها 75 باب بود که 11 باب آن مفقود شد و من تنها 64 باب آن را حفظ کردم.

سند دیگر که به «سند مطهری» معروف است بدین صورت است. 1. ابوالمفضل 2. محمد بن حسن بن روزبه ـ ابوبکر مدائنی کاتب، 3. محمد بن احمد بن مسلم مطهری 4. عمیر بن متوکل بلخی از پدرش 5. متوکل بن هارون

گرچه علمایی که صحیفه سجادیه را با دو سند بالا ذکر کرده اند، خدشه ای بر آنها وارد ندانسته اند ولی گفتنی است که متن محکم، معارف بلند، اسلوب زیبا و بدیع و آهنگ عرفانی و عالی هر یک از دعاهای گویای آن است که از زبان عصمت تراویده و به عرش اعلا صعود کرده است و کسی جز معصوم را یارای ابداع چنین دعاهایی نیست. مرحوم مغنیه برای دفع چنین دخل مقدری گفته است: «ممکن است کسی بگوید: گرچه متن صحیفه جملگی نغز و پر مغز و حق است، ولی ممکن است در نسبت آن به امام سجاد(ع) تردید کرد. پاسخ این است که آنچه در صحیفه آمده بهترین دلیل است که همگی از آن امام همام صادر شده هم از جنبه لفظی هم از جنبه محتوایی چرا که کلمه به کلمه آن دعاها نفس های پاک آن امام را با خود دارد و منعکس کننده حالت با صفا و پاک آن امام معصوم است و اگر به جز آن حضرت نسبت دهیم، جای انکار و استفهام است.»

شیخ آقا بزرگ تهرانی در این باره نوشته است: «صحیفه سجادیه نخستین، سندش به امام زین العابدین(ع) می رسد و از آن به «اخت القرآن، انجیل اهل بیت و زبور آل محمد(ص)» تعبیر می شود که به «صحیفه کامله» مشهور است و علمای شیعه به روایت کردن آن و اختصاص دادن آن به اجازه روایت اهتمام می ورزیدند. صحیفه سجادیه از روایات متواتر است به علت همان اجازه روایت و شیوع آن در هر یک از طبقات راویان در هر زمان و سند روایت منتهی می شود به امام باقر(ع) و شهید زید بن علی(ع) ـ فرزند گرامی امام سجاد(ع) و هر دو برادر از پدرشان امام زین العابدین(ع) روایت می کنند.

گفتنی است که امام سجاد(ع)، دعاهای صحیفه را به شکل مکتوب و تصنیف به دو فرزند خویش املا کرده و آن دو آنها را نوشته و نزد خود نگه داری کرده اند. ابن شهر آشوب گفته است؛ «اولین کسی که (در اسلام) کتاب نوشت حضرت علی(ع) بود، دوم سلمان فارسی، سوم ابوذر، سپس اصبغ بن نباته و عبیداللّه بن ابی رافع. آنگاه نوبت به نوشتن صحیفه سجادیه رسید.»

مرحوم میرزا عبداللّه تبریزی اصفهانی، معروف به افندی و فاضل اصفهانی، سومین صحیفه سجادیه را گرد آوری کرد. وی می نویسد: «دعاهای امام سجاد(ع) با همه فراوانی از دیگر دعاهای معصومین(ع) ممتاز است و در آن، اسلوب تضرع و اظهار کوچکی و نیاز به درگاه خدا موج می زند و باید گفت خداوند، حضرت امام سجاد(ع) را به رقت قلب و سوز و گداز در دعا اختصاص داده به ویژه در دعاهای صحیفه کامله که حتی از دیگر دعاهای امام(ع) برجسته تر است چرا که فضایل بی شمار آن حتی الفاظ دعاها بر این گواه است که از سوی آن امام صادر شده، همین طور بروز فصاحت و بلاغت و شکوهی که دارد.»

صحیفه یا صحایف؟

آنچه در میان علما و مردم، مرسوم و مشهور به «صحیفه سجادیه» است، همان صحیفه معروفی است که با سند و اجازه روایت به امام باقر(ع) و برادرش «زید» می رسد و هر یک از دو نسخه ای که نزد امام صادق(ع) و یحیی فرزند زیده بوده مطابق یکدیگر و عین املای امام سجاد(ع) به هریک از دو فرزند خویش است.

چنان که از سخنان متوکل بن هارون ـ راوی صحیفه ـ بر می آید، تعداد ابواب یا دعاهای صحیفه نخستین 75 باب بوده که 11 باب آن نزد متوکل مفقود شده و او تنها 64 باب آن را حفظ و روایت کرده است ولی صحیفه معروف ـ که به صحیفه کامله موسوم است ـ اینک 54 باب است و اطلاعی از ده باب دیگر آن نیست؛

آیا به مرور زمان، باب ها در یکدیگر ادغام شده است؟ یا ده باب از صحیفه متوکل جدا شده است؟ کسی پاسخ آن را نمی داند. شاید تدوین صحیفه های دیگری ـ غیر از صحیفه کامله ـ در پاسخ به این پرسشها انجام گرفته یا انگیزه های مقدس دیگری سبب تدوین چندین صحیفه دیگر شده است که به معرفی تعداد صحیفه های موجود می پردازیم:

1. صحیفه سجادیه ثانیه: چنان که از نامش پیداست نخستین صحیفه پس از صحیفه سجادیه کامله است که توسط محدث بزرگ، مرحوم شیخ حرّ عاملی ـ مؤلف کتاب پر ارج وسائل الشیعه ـ تدوین یافته است. او دعاهایی را از کتاب های مورد اعتماد استخراج کرده و گفته است: اینها دعاهای امام سجاد(ع) است که در صحیفه سجادیه معروف موجود نیست و نام آن را نیز «اخت الصحیفه» گذاشته است و در ماه رمضان سال 1053 ق آن را به پایان رسانده است.

2. صحیفه سجادیه ثالثه: این صحیفه توسط میرزا عبداللّه افندی ـ شاگرد علامه محمد باقر مجلسی ـ جمع آوری شده و نام آن «الدرر المنظومة المأثوره» است و در سال 1364 ق به چاپ رسیده است.

3. صحیفه سجادیه رابعه: این صحیفه را محدث نوری تدوین کرده و تعداد 77 دعا که در سه صحیفه پیشین یافت نمی شود در آن گرد آورده و به چاپ رسانده است.

4. صحیفه سجادیه خامسه: تدوین این صحیفه در سال 1330 ق انجام گرفته و در همان سال نیز به چاپ رسیده و گردآورنده آن مرحوم سید محسن امین ـ نویسنده پرتلاش اعیان الشیعه ـ است. این صحیفه مجموع دعاهای صحیفه سوم و چهارم را در خود دارد و 52 دعا نیز خود بر آن اضافه کرده و در مجموع 183 دعا را شامل می شود: طولانی ترین دعای آن به «مناجات انجیلیه کبری» موسوم است و کوتاه ترین دعای آن نیز یک جمله است که در آخر کتاب آمده. این دعا در مسجد الحرام در کنار کعبه ایراد شده است. عبدالملک ـ خلیفه اموی ـ مشغول طواف خانه خدا بود و امام سجاد(ع) نیز در حال طواف بود و هیچ توجهی به عبدالملک نمی کرد. پس از اتمام طواف، خلیفه امام را طلبید و اظهار داشت: من که قاتل پدرت نیستم، چرا نزد ما نمی آیی تا از دنیای ما بهره مند شوی؟! امام(ع) نشست و عبایش را روی زمین پهن کرد و گفت: «خدایا منزلت دوستانت را به او نشان بده» در این هنگام عبای ایشان با جواهراتی که از درّ و جواهر پر شد چشمها را خیره ساخت. آن گاه بر عبدالملک گفت: «کسی که چنین منزلتی نزد پروردگار دارد چه نیازی به دنیای تو باید داشته باشد؟ سپس گفت: خدایا اینها را بردار من نیازی بدانها ندارم.»

مرحوم امین در تاریخ شوال 1323 ق در دمشق، صحیفه پنجم را به پایان رسانده است.

5. صحیفه سجادیه سادسه: گردآورنده این صحیفه مرحوم محمد صالح مازندرانی حائری است.

6. صحیفه سجادیه جامعه: گرد آورنده این صحیفه محمد باقر ابطحی اصفهانی است. مؤلف در مقدمه آن می نویسد: «من کوشش کرده ام که دعاهای امام سجاد(ع) را به گونه ای جمع آوری و تنظیم کنم که نظم دعاهای صحیفه کامله محفوظ بماند و دعاهایی که با هر یک از ادعیه موجود در صحیفه مناسبت داشته استخراج و بر آن اضافه کرده ام مثلا دعای 44 و 45 که مربوط به ماه رمضان است، من 27 دعای دیگر را که مربوط به ماه رمضان بوده در پی آنها آورده ام.»

مجموع دعاهای این صحیفه به عدد 270 ختم می شود و علاوه بر شماره گذاری کلی، شماره های دعاهای صحیفه کامله نیز به طور جداگانه مشخص شده است و چاپ دوم آن به تاریخ دوم ذی القعده 1413 ق است.

زبور آل محمد(ص)

«امام» به معنای واقعی کلمه، که همان انسان کامل و معصوم است، در مسیر تکامل بشر و قرب الی اللّه ، همیشه و در هر حال و کمالی پیشتاز و پیشوای همه انسانها است و امکان ندارد که کمال و درجه قرب و منزلتی نصیب کسی جز امام شود و امام فاقد آن باشد.

حتی هر کمال و منزلتی که نصیب دیگران می شود از طریق انسان معصوم باید برسد و معارف دینی، احکام و شریعت، اخلاق و معنویت و توفیق عرفان و سیر الی اللّه و... جملگی توسط انسان کامل به دیگران می رسد.

امیر مؤمنان(ع) حتی در مورد سخن گفتن می فرماید: «اِنّا لَاُمَراءُالکَلامِ» (ما فرمانروایان سخن هستیم) پس هیچ کس مانند امام، سخن نیز نمی تواند بگوید و امام در ایمان، عقیده، عمل، اخلاص، اجرای اسلام... و سخن گفتن امام همه است و دیگران در مر



 
صفحه اول   |   ارتباط با ما   |   نقشه سايت   |   ورود به سایت   |   download   |   انجمن   |   سایت کودکان تبیان   |   پست الکترونیک
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اداره کل تبلیغات اسلامی استان یزد میباشد.
پشتیبانی : واحد فناوری اطلاعات اداره کل تبلیغات اسلامی یزد