اخبار و رویدادها
مقالات...
امام خامنه‌ای: فلسطین آزاد خواهد شدامام خامنه‌ای: فلسطین آزاد خواهد شد
مظهر خلق عظيممظهر خلق عظيم
چهل حدیث وحدتچهل حدیث وحدت
حجاب در قرآن حجاب در قرآن
موضوع عدم عضویت یک اقلیت دینی در شورای شهر یزد ربطی به مسائل انتخاباتی نداشتموضوع عدم عضویت یک اقلیت دینی در شورای شهر یزد ربطی به مسائل انتخاباتی نداشت
پژوهشی در هویت تاریخی حضرت رقیه (علیهاالسلام)پژوهشی در هویت تاریخی حضرت رقیه (علیهاالسلام)
پاسخ ترامپ رونمایی از موشک های قاره پیماستپاسخ ترامپ رونمایی از موشک های قاره پیماست
بایگانی
سازمان تبلیغات اسلامی یزد
آدرس : یزد، بلوار شهید پاکنژاد، روبروی پمپ بنزین، اداره کل تبلیغات اسلامی استان یزد
تلفن : 37253370-035
فاکس : 37252680-035
ایمیل : info@tebyanyazd.ir



ضرورت انسجام میان مسلمانان از دیدگاه قرآن
گروه مرتبط: هفته وحدت-ربیع الاول


چکیده

اوضاع متشتت مسلمانان از یک سو و همدست شدن دنیای غرب علیه اسلام از سوی دیگر، ایجاب می کند که برای درمان درد پراکندگی پیروان اسلام، به قرآن رو آورد؛ از این رو، اتحاد که «انسجام و یگانگی همه مسلمانان در انتخاب شیوه واحد، برای نیل به اهداف واحد در برابر دشمنان» را معنا می دهد، از نظر قرآن امر ضروری به شمار می آید و اختلاف جز سستی و از دست رفتن عظمت مسلمانان را به ارمغان نمی آورد.

واژه های کلیدی: قرآن، اتحاد، وحدت، انسجام، اختلاف، مسلمانان، مذهب.

مقدمه

امروزه انسجام و یکپارچگی میان مسلمانان نه تنها از ضروری ترین مسائل روز به شمار می آید، بلکه ادامه حیات آنان به این امر مهم بستگی پیدا کرده است. امروز حساسیت به اوج رسیده دنیای غرب به مسلمانان از یک سو و عدم احساس مسئولیت مسلمانان نسبت به همدیگر از دیگر سو، و نیز فتنه افکنی و قتل عامهای کینه توزانه دسته جمعی و تهاجم مرگبار با سلاحهای پیشرفته و مدرن و سکوت مجامع بین المللی،[1] همدلی و همسویی جهان اسلام را ضروری تر می سازد و همواره این پیام را می دهد که هم اکنون حیات و عزت مسلمانان درگرو وحدت است.

به راستی، آیا مسلمانان از خود پرسیده اند که با قطع نظر از نابسامانیهای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و... تحمیلی بر مسلمانان، چرا این همه نا آرامیها و لشکرکشیها و قتل عامهای بی رحمانه در کشورهای اسلامی اتفاق می افتد و حوادثی از این دست با کدام معیار قابل توجیه و با چه منطقی سازگار است؟! نه تنها کشورهای به ظاهر متمدن و حامی حقوق بشر! چاره ای نمی اندیشند، که آنها به نحوی با عاملان چنین فجایعی همدست اند و دستشان را با خون هزاران انسان بی گناه آلوده اند.[2]

چرا؟ راه چاره چیست؟ تا به کی کشورهای اسلامی محل تاخت و تاز و میدان آزمایشهای سلاحهای کشتار جمعی کشورهای زورگو و قدرت پرست باشند؟ تا چه زمانی انسان مسلمان با دیدن صحنه های دردناک و به خون خفتن هم کیشان خود و ضجه زدن زنان فرزند مرده و بچه های مادر از دست داده، غصه دار باشند؟! و تا چه موقعی منتظر باشیم که زور مداران، با ربودن سرمایه های ملت مسلمان برای گرفتن جانمان، بمبهای اتم و موشکهای قاره پیما بسازند و با گرفتن جانمان بر آرمانهایمان نیز فایق آیند! چرا و تا به کی؟

با توجه به هماهنگی و وحدتِ نظر جهان غرب لااقل در برابر جهان اسلام، به نظر می رسد چاره ای جز پناه بردن به «وحدت کلمه» و «کلمه واحده» باقی نمانده است و هر چاره اندیشی که زیر بنای آن «وحدت مسلمانان» را از نظر دور داشته باشد و «ید واحده» که همان دست خداوند است، در رأس امور نباشد، قطعاً محکوم به شکست خواهد بود و سرانجام ناموفقی خواهد داشت.

اتحاد و همبستگی میان مسلمانان از جنبه های مختلف قابل بررسی و ارزیابی است، ولی این نوشته بر آن است که دیدگاه «قرآن» را در این زمینه جویا شود و نقش این کتاب آسمانی را بررسی نماید.

1. مفهوم اتحاد و واژه شناسی

برای پیشگیری از برداشتهای غلط و نادرست و احیاناً غرض مدارانه از واژه وحدت، اتحاد و اختلاف و...، ایجاب می کند که تصویری کلی از مفهوم این واژه ها ارائه گردد تا هم انتظار خواننده گرانقدر برآورده گردد و هم از سرگردانی و دور شدن از هدف اجتناب شود.

واژه وحدت، از ریشه «وحد» و «یحد»، «حدة» و «واحداً» گرفته شده و معنای تنها بودن و تنهایی را می رساند.[3] به گفته راغب «وحدت» از «واحد» گرفته شده و واحد در حقیقت شیء است که به طور قطعی جزء ندارد، سپس بر هر چیزی اطلاق شده و توصیف به وحدت می گردد،[4] و در کاربردهای فارسی نیز یگانگی، یگانه شدن و تنهایی را معنا می دهد.[5]

اتحاد، مفهوم یکی شدن دو چیز یا چند چیز را می رساند.[6] یگانگی داشتن، یگانگی کردن، یکرنگی، یکدلی و یک جهتی در مفهوم اتحاد نهفته است.[7] واژه متحد به معنای یکی شده، پیوسته و متفق است.[8]

اما اتحاد و وحدت بر اساس آموزه های قرآن کریم چه مفهومی را می رساند؟ باید گفت: عین واژه «اتحاد» و«وحدت» که روابط اجتماعی انسانها و یا خصوص مسلمانان را گوشزد نماید، در قرآن نیامده است، ولی همین معنا در قالب الفاظ دیگر رساتر و گویاتر بیان گردیده است، به گونه ای که با یک نگاه عمیق به این کتاب آسمانی و واژگان قرآن، افق جدیدی در این وادی فرا روی هر محققی گشوده می شود. قرآن کریم کتاب فرهنگ نامه و یا لغت نامه نیست، بلکه کتاب هدایت بشر به سوی سعادت است. از این رو، در این کتاب آسمانی عناوین کلی چون اسلام و مسلمانان در برابر کفر، مسلمان و مسلمانان در برابر یهود و نصاری،[9] مسلمانان در مقابل فرقه های باطل دیگر،[10] مسلمانان در برابر شقاق ،[11] مسلمانان در مقابل اهل کتاب،[12] مسلمانان در برابر فرعونیان،[13] مسلمانان در مقابل کفار معذب،[14] مسلمانان در برابر شرک به خدا،[15] ایمان و اسلام در برابر اعراب[16] و مسلمانان در برابر مجرمان،[17] به کار رفته است.

کاربرد واژه های «مؤمنین» و «مؤمنون» در مقابل «کافرون» و «کافرین»،[18] و همچنین کاربرد ایمان در برابر کفر،[19] نیز در قرآن فراوان به چشم می خورد که بی تردید ناظر به واحد بودن و وحدت اسلامی است[20] و مسلمانان را مجموعه ای متحد و همسو و همرنگ در برابر مجموعه های پراکنده و متشتت دیگر قرار می دهد.

اما واژه دیگری که در قرآن هم بر جمعیت اسلامی و هم بر ادیان دیگر، اطلاق شده است و به نظر می رسد مفهوم و ملاک وحدت را بیش از هر عنوان دیگر در بردارد، واژه «امت» است که در چند جای قرآن کریم آمده است.[21] برای کلمه امت چند معنا ارائه گردیده است، از جمله:

یک: امت به معنای جماعتی است که دارای هدفی مشترک باشند و لازمه آن اجتماعی زندگی کردن است.[22]

دو: اصل واژه امت از مادّه «امّ، یئومّ» گرفته شده که به معنای قصد است و نه بر هر جماعت، بلکه بر جماعتی اطلاق می شود که افراد آن دارای یک هدف و یک مقصد باشند و این مقصد واحد رابطه واحدی میان افراد ایجاد کند. به همین جهت توانسته اند این کلمه را بر یک فرد هم اطلاق کنند.[23]

سه: امت در اصل از مادّه «اَم» به معنای هر چیزی است که اشیاء دیگری به آن ضمیمه گردد. به همین جهت، امت به جماعتی گفته می شود که جنبه وحدتی در میان آنان باشد؛ وحدت از نظر زمان یا مکان و یا از نظر هدف و مرام؛ بنابراین به اشخاص متفرق و پراکنده امت گفته نمی شود.[24]

چهار: کلمه امت، از ریشه « اَمَمَ» در لغت به معنای اقتدا و پیروی و آهنگ، پیشوایی و رهبری آمده است و در قرآن به معنای جماعتی از مردم است که دارای یک راه و روش، یک هدف و یک رهبرند و از یک مرام و مکتب پیروی می کنند.[25]

بنابراین، با توجه به این عناوین کلی در قرآن کریم و همچنین با در نظر گرفتن مفهوم امت، وحدت و اتحاد مسلمانان عبارت خواهد بود از: ارتباط و انسجام و یگانگی همه مسلمانان در انتخاب شیوه و روش واحد برای حفظ و نیل به اهداف اساسی دینی، اجتماعی و سیاسی واحد در برابر دشمنان مشترک.

2. مقصود از وحدت

اما منظور از وحدت میان مسلمانان چیست؟ گستره آن تا چه افقی را فرا می گیرد؟ آیا از دیدگاه قرآن حتی اختلافات جزئی و سلیقه ای هم مذموم است یا خیر؟ شاید برخی تصور کنند که مقصود از وحدت و اتحاد مسلمانان این است که پیروان دین اسلام در هیچ موردی نباید دوگانگی و اختلاف داشته باشند و از عقیده گرفته تا عمل و از عبادات تا معاملات، در اصول و فروع و همه امور زندگی، آداب، رسوم، طرز فکر و شیوه های معاشرت و... باید وحدت داشته باشند؛ یا همه مسلمانان زیر لوایی واحد در آیند و به قانون واحد و سیاست یگانه، تن در دهند و از یک سیاست و یک رژیم سیاسی و اقتصادی پیروی نمایند. طبیعی است که این تصور خام، نه جامه عمل خواهد پوشید و نه ممکن و معقول است؛ زیرا وحدتی بدین معنا بر خلاف سنت الهی و فطرت انسانی و طبیعت بشر است.[26]

شهید مطهری(ره) با طرح این پرسش که «مقصود از وحدت چیست؟» می گوید:

بدیهی است که منظور علمای روشنفکر اسلامی از وحدت اسلامی، حصر مذاهب در یک مذهب و یا اخذ مشترکات مذاهب و طرد مفترقات آنها که نه معقول و نه منطقی است و نه مطلوب و عملی، نیست؛ منظور دانشمندان، متشکل شدن مسلمانان است در یک صف در برابر دشمنان مشترکشان.[27]

خداوند در آیه 103 سوره آل عمران می فرماید:

(ای مسلمانان) دسته جمعی به ریسمان خدا چنگ بزنید و اختلاف و تفرقه را کنار بگذارید، و نعمت خدایی را که میان شما الفت برقرار کرد، در حالی که دشمن همدیگر بودید، به یاد بیاورید.[28]

همچنین در آیه 60 سوره انفال می فرماید:

هر نیرویی در قدرت دارید، برای مقابله با آنها (دشمنان) آماده سازید، و (همچنین) اسبهای ورزیده، (برای میدان نبرد) تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید.[29]

همچنین در آیه 46 سوره انفال، هشدار می دهد: «و دستور خدا و رسولش را اطاعت نمایید، و نزاع و کشمکش نکنید، که سست شوید و قدرت (شوکت) شما از میان برود.»[30] این آیات به خوبی منظور از وحدت میان مسلمانان را روشن می کند. مسلمانان با وجود اختلافات سلیقه ای و طبیعی و اختلاف در امور جزئی و فرعی، باید در برابر دشمنان بالفعل و بالقوه خود، در جهت حفظ و دفاع از دین و دسترس به اهداف اساسی و اصولی در ابعاد گوناگون، همسو و همفکر و هم مرام باشند و با تمام توان و برنامه های منسجم و همسو، از دین و دست آوردهای آن دفاع نمایند. طبیعی است که این معنا هم با سرشت و فطرت متفاوت انسانها سازگار است و هم اختلافات درون دینی را در امور جزئی و فرعی ، معقول می سازد.

گویا همین هدف بسیار عالی و حیاتی را قرآن در یک جمله با زیباترین شکل و کوتاه ترین الفاظ گوشزد کرده است: «محمد فرستاده خداست؛ و کسانی که با اویند در برابر کفار سرسخت و شدید و در میان خود مهربان اند.»[31]

دو صفت متضاد «شدت» و «رحمت»، بلندترین و جاودانه ترین پیام همبستگی و همسویی مسلمانان را همراه با گذشت و اغماض درون خودی، قاطعیت وکوتاه نیامدن از اهداف کلی و اصولی دین و آرمانهای اسلامی، در برابر دشمنان دین که سر ستیز و سازش ناپذیری دارند، با رساترین صدا اعلام می کند.

3. ماهیت اختلاف و تاریخچه آن

از آنجا که اتحاد، اتفاق و وحدت در مقابل مخالفت، اختلاف و تفرقه به کار رفته است، لازم است نخست به مفهوم اختلاف و سپس به تاریخچه آن اشاره گردد:

اختلاف، مخالف اتفاق،[32] به این معناست که یکی برخلاف جهت دیگری برود. اصل اختلاف، از اختلاف مسیر اخذ شده، همانند اینکه می گوییم: مسیر و راه ما متفاوت است؛ او به راهی می رود و من به راهی دیگر. سپس همین معنا از باب مشابهت، در اختلاف مذاهب به کار رفته است، یعنی هر مذهب خلاف جهت دیگری را بر می گزیند.[33] به عبارت دیگر، اختلاف و مخالفت به این مفهوم است که هر کسی راهی و شیوه ای را برخلاف رفتار و شیوه دیگری، در حالات و گفتارش برگزیند.[34]

البته بر اساس دیدگاه علامه، کلمه «خَلف» در مقابل «اَمام» یا« قدام» به معنای پشت سر است. این معنای اصلی این مادّه است و در سایر مشتقاتی که از این ریشه منشعب شده نیز این معنا نهفته است. وقتی گفته می شود: «اخلف وعده»؛ وعده خود را خلف کرد، معنایش این است که وعده خود را پشت سر انداخت، یا وقتی گفته می شود: «فلان خالف فلاناً او تخالفا»؛ فلانی با فلان کس مخالفت کرد و یا با یکدیگر مخالفت کردند، معنایش این است که در عقیده و یا عمل از هم جدا شدند، گویا هر یک دیگری را پشت سرانداخت. معنای «تخلّف عن امره» نیز این است که امر او را پشت سر انداخت و به آن عمل نکرد. «اختلف القوم فی کذا» یعنی قوم یکدیگر را پشت سر انداختند. این معنای «اختلاف» در مقابل «اتفاق» است.[35]

همچنین با مراجعه به قرآن کریم، آیاتی به چشم می خورد که همین مفهوم را یادآور می شود. از جمله آیه 65 سوره زخرف اختلافات امت حضرت عیسی(ع) را درباره او این گونه تصویر می کند: «گروهها و حزبهای مختلف از بین امت عیسی(ع) در مورد وی اختلاف کردند: بعضی به وی کفر ورزیدند و عیبش گفتند، و جمعی دیگر به وی ایمان آوردند و درباره اش غلو کرد ند و جمعی راه میانه واعتدال را رفتند.»[36]

1ـ3: پیشینه اختلاف

اینکه پیشینه اختلافات و عدم همسویی بشر، و به ویژه میان مسلمانان، به کجا بر می گردد و از چه نقطه ای آغاز گردیده است، فرصت پژوهش طولانی تری را می طلبد، ولی در اینجا به دو نکته اساسی اشاره می شود:

اول: پیشینه بشر

با نگاه موشکافانه به آیات قرآن درباره اینکه انسانهای ما قبل تاریخ چه طرز تفکری داشته اند و چگونه می اندیشیده اند و آیا با همدیگر همسویی و انسجام داشته اند و یا اختلاف، نکاتی به دست می آید. به نظر می آید آیه213 از سوره بقره به روشنی پرده از روی این حقیقت بر می دارد و به طور واضح اعلام می کند که انسانهای ابتدایی، با قطع نظر از اختلاف سلیقه، به لحاظ سادگی در چگونگی زندگی و عدم پیچیدگی در اندیشه و آرمانها، نوعی اتحاد و اتفاق داشته اند، گرچه این همبستگی به تبع فکر و اندیشه آنان، بسیار پیش پا افتاده و ساده بوده است. ولی به همان مقیاس که سطح فکری آنان رشد می کند و رو به جلو می رود، به همان اندازه این همسویی رو به افول می گذارد، چنان که آیه شریفه می فرماید:

مردم (در آغاز) یک دسته بودند (و تضادی در میان آنها وجود نداشت، به تدریج جوامع و طبقات پدید آمد و اختلافات و تضادها در میان آنها پیدا شد)؛ (در این حال) خداوند پیامبران را برانگیخت؛ تا مردم را بشارت و بیم دهند و کتاب آسمانی، که به سوی حق دعوت می کرد، با آنها نازل نمود، تا در میان مردم در آنچه اختلاف داشتند داوری کنند.[37]

مفسر گرانقدر، مرحوم علامه طباطبایی(ره)، همین برداشت را از آیه شریفه دارد و آن را با این اعتبار عقلی موافق می سازد:

هرچه به عقب بر می گرد یم، به رموز کمتری از زند گی بر می خوریم، و نوع بشر را می بینیم که به اسرار کمتری از طبیعت پی برده است، تا آنجا که می بینیم نوع بشر چیزی از اسرار طبیعت را نمی داند، تو گویی تنها بدیهیات را فهمیده اند و به اندکی از نظریات فکری که وسایل بقا را به ساده ترین وجه تأمین می نموده، دسترس داشته اند.[38]

البته این نکته را نباید از نظر دور داشت که این مفسر گرانمایه، در جای دیگری از اثر گران سنگش، این قاعده کلی را استنباط و ابراز می دارد:

مدنیت و اجتماعی بودن انسان فطری و بالطبع نیست (در مقابل دیدگاه مشهور که می گوید اجتماعی بودن انسان فطری است) بلکه اجتماعی بودن بشر و اینکه باید در کنار هم زندگی کنند، ضرورت ثانوی و ناچاری است و دستاورد قریحه و غریزه استخدام گری هر فرد نسبت به فرد دیگر است.[39]

صاحب تفسیر المنار نیز شبیه همین دیدگاه را در این زمینه ابراز می دارد.[40] متفاوت بودن طبیعت انسانها از نظر شکل ظاهری، رنگ، سلیقه، استعداد و... که نشانه های تجلی قدرت خداوند است،[41] خود زمینه اختلافات و تضادهای وسیع تری را فراهم می کرد. برخورد و تلاقی منافع مادی بر اثر توسعه بهره وری از طبیعت، مقام، غریزه شهرت یابی در سایه گسترش دانش، روابط گروهی و فردی به خاطر توسعه جمعیت و نفوس آدمی، آداب و محیط و...، هر کدام در ایجاد اختلافات نقش اساسی داشت. این امر زندگی بشر را تهدید می کرد و نظام اجتماعی و گروهی را مختل می ساخت. به گفته برخی از مفسران، این اختلافات امری ضروری و وقوعش در میان جامعه بشری امری حتمی بوده است.[42]

2ـ3: تشریع دین

اینجا بود که خداوند از درِ لطف بی پایان و حکمت حکیمانه اش، بعثت انبیا و ارسال کتابهای آسمانی را راه درمان امراض بشر، از جمله درمان اختلافات این موجود، قرار داد و نسخه بلند و جاودانه ای، بر اساس علم نامحدودش به ابعاد مختلف بشر، پیچید که انسان همواره داروی درمانش را از آن بخواهد.[43]

بنابراین، نخستین اختلافات که درحوزه باورها و رفتار و منافع انسان در تاریخ بشر رخ می دهد، به مساعدت تفاوتهای ذاتی و طبیعی آشکار و یا نهفته در انسان، شکل می گیرد که خود، باعث تشریع دین و ارسال قوانین الهی می گردد و نخستین رفع اختلاف هم به وسیله دین و آموزه های دینی صورت گرفته است.[44]

دومین اختلافی که در عرصه زندگی انسانها به وقوع می پیوندد، اختلاف و ناهمگونی در خود «دین» است. دینی که مایه رفع اختلافات بود و می بایست همچنان نقش خود را بالنده تر ایفا کند، به تدریج در خود آن اختلاف ایجاد شد. این نوع اختلافات که در مقیاس وسیع ابراز وجود می کرد، چیزی نبود که طبیعت کلی بشر آن را بر روابط انسانها تحمیل کرده باشد، بلکه ناشی از انحراف، لجاجت، طغیانگری و حسادتهای خود حاملان دین بوده است.[45] قرآن کریم در چندین آیه به این معنا تصریح می کند: «...تنها گروهی از کسانی که کتاب را دریافت داشته بودند و نشانه های روشن به آنها رسیده بود، به خاطر انحراف از حق و ستمگری در آن (دین) اختلاف کردند.»[46]

قرآن در آیه 14سوره شوری به صراحت این معنا را خاطر نشان می سازد:

دینی که برای نوح و ابراهیم و موسی و عیسی، تشریع کردیم، برای تو تشریع کردیم و دستور دادیم که آن را به پا دارید و در آن اختلاف نکید، ولی گروهی که عالم بدان بودند، از در حسادت و طغیان آتش اختلافات را شعله ورکردند.[47]

مرحوم طباطبایی(ره) اختلاف اندازان را حاملان دین و گردانندگان کلیسا و کسانی می داند که به کتاب خدا علم داشتند، اما به سبب حسادتی که به یکدیگر می ورزیدند و تنها به انگیزه سرکشی و ظلم، اختلاف ایجاد کردند.[48]

مرحوم طبرسی، اختلاف اندازان در دین را به قوم یهود مثال می زند که آنان با اینکه اوصاف آخرین پیامبر خدا را می دانستند، آن را کتمان کردند.[49]

تفسیر نمونه سیر تحول زندگی و فکری انسانها را با بهره گیری از آیه 213 سوره بقره، در چند مرحله؛ یعنی وحدت ابتدایی، شکل گیری اجتماع، بروز اختلافات و تشریع دین، هشدار انبیا، تمسک به تعلیمات پیامبران، چهره تازه از اختلافات ناشی از ستمگری و بغی، شکل گیری مؤمنان و کافران فهرست می کند.[50]

دوم: اختلافات مسلمانان

با ظهور مکتب نجاتبخش اسلام و آخرین دین خدا، در سرزمین آشفته و بحران زده ای که سالهای طولانی در آتش اختلافات ناشی از پیش پا افتاده ترین مسائل می سوخت، یکباره آلام و دردهای بی درمان مردمان آن سرزمین تسکین یافت و شعله های جنگ و نسل کشی فروکش کرد. جزیرة العرب که مهد خشونت و بی رحمی بود و بلند آوازه ترین بتهای جهالت و خدایان خرافات را در خود داشت، مبدل به کانون الفت و مهربانی و پایگاه خدا باوری گردید. انسانهایی که روزگاری تشنه خون همدیگر بودند و سایه برادرشان را با تیرهای کینه و حسادت نشانه می گرفتند، به جایی رسیدند که الگوی ایثار و از خود گذشتگی در راه دین خدا و نماد همبستگی پیروان آن قرارگرفتند. علی(ع)، سلمان، اباذر، مقداد، بلال، سمیه و... جز همین افراد بودند.

جنگها و کشمکشهای یکصد و چهل ساله[51] میان دو قبیله «اوس» و «خزرج»، نمونه بسیار روشن و آشکاری است که در سایه دین اسلام، خاموش گردید و کینه ها و عداوتهای این سالهای طولانی جای خود را به برادری و صمیمیت بخشید؛ به گونه ای که قرآن کریم این صمیمیت و برادری و حلاوت میان آن دو قبیله را به عنوان «نعمت» بزرگ به رخ مسلمانان می کشد[52] و هشدار می دهد که این نعمت را از یاد نبردند و مدیون آن باشند.

بنابراین، در سایه تعالیم دین اسلام و با رهنمودهای مهربانانه پیامبر گرانقدر اسلام، میان طوایف و قبایلی که رو به دین می آوردند و خود را مطیع فرمان خدا و رسولش قرار می دادند، اتحاد و همبستگی عمیق ایجاد شد. تا زمانی که رسول الله(ص) در قید حیات بود و مسلمانان از وجود با برکت او نفع می بردند، اختلافاتی که باعث نگرانی و هراس می گردید، در میان مسلمانان وجود نداشت؛ زیرا آنان در هر موردی که دچار اختلاف می گشتند، به رسول خدا(ص) مراجعه می کردند و حضرت اختلافات را طبیبانه برطرف می کردند.[53]

اما با کمال تأسف و سوگمندانه، همزمان با غروب غم انگیز آن حضرت، بار دیگر اختلافاتی که به سان آتش زیر خاکستر، سر در نقاب برده بود و هنوز ریشه های آن از عمق جاهلیت آب می خورد، شعله کشید و فضای صمیمیت مسلمانان واقعی را آلوده کرد؛ گرچه به گفته نویسنده کتاب ادب الاختلاف فی الاسلام این اختلاف مؤدبانه بوده است. اکنون به نمونه هایی از آن اختلافات اشاره می شود:

1. اختلاف در فرمان رسول خدا(ص)

اندکی قبل از وفات رسول خدا(ص)، در حالی که او هنوز رمق حیات داشت و قلب مبارکش برای آینده اسلام می تپید، از اختلاف بر سر جانشینی خود که امتش را تهدید می کرد، به شدت هراس داشت. از این رو، برای جلوگیری از اختلافات و استقرار جانشین مورد نظرش در فضای خلوت، فرمان حرکت سپاهی به فرماندهی «اسامة بن زید» را به سوی مرزهای اسلام و روم صادر فرمود، ولی اختلاف شدیدی در اجرای فرمان رسول الله(ص) پدید آمد؛ آن هم به این بهانه واهی و با رنگ و بوی جاهلی که چرا با وجود سالخوردگانی چون ابابکر، عمر، عثمان و... در میان صحابه، جوان هفده ـ هجده ساله به فرماندهی سپاه برگزیده شود! این اختلاف و سرپیچی از دستور رسول خدا(ص) خشم آن حضرت را با بدن تب دار فراهم آورد، زیرا پیامبر خدا(ص) فرمان حضور همه مسلمانان به جز عده ای خاص چون علی(ع) را داده بود ونیز با اینکه در بستر بیماری افتاده بود، همواره قضیه عزیمت سپاه را پیگیری می کرد. اما این آرزوی رسول الله(ص) جامه عمل نپوشید و وقتی آن حضرت شنید که هنوز سپاه از مدینه خارج نشده، با حال بیماری و با سر برهنه به مسجد آمد و مردم را سخت سرزنش نمود و در جواب بهانه جویی آنان، اسامة بن زید را همچون پدر او «زید»، شایسته، شجاع و لایق فرماندهی دانست![54] و عذر و بهانه مخالفان را قطع کرد و میان خود و خدایش از یک سو، و مردم و پیروانش از دیگر سو، هیچ عذری را باقی نگذاشت.

2. اختلاف دراصل وفات رسول الله(ص)

نویسنده کتاب ادب الاختلاف فی الاسلام چندین اختلاف را بعد از رسول خدا(ص) نام می برد و نخستین اختلاف میان مسلمانان را تحت عنوان «اختلافهم فی وفاته(ص)» می آورد. او می گوید:

اولین اختلاف میان پیروان اسلام، اختلاف در اصل[55] وفات حضرت بود که توسط سید ما عمربن الخطاب مطرح شد و او شمشیر به دست، اصرار داشت که رسول الله(ص) از دنیا نرفته است تا اینکه ابابکر آمد و این آیه شریفه را قرائت کرد: «محمد فقط فرستاده خداست و پیش از او فرستادگان دیگری نیز بودند، آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود، شما به عقب بر می گردید؟»[56] آن گاه شمشیر از دست عمر به زمین افتاد![57]

3. اختلاف در مورد دفن رسول الله(ص)

اختلاف دیگری که به عقیده نویسند



 
صفحه اول   |   ارتباط با ما   |   نقشه سايت   |   ورود به سایت   |   download   |   انجمن   |   سایت کودکان تبیان   |   پست الکترونیک
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اداره کل تبلیغات اسلامی استان یزد میباشد.
پشتیبانی : واحد فناوری اطلاعات اداره کل تبلیغات اسلامی یزد