اخبار و رویدادها
مقالات...
آیا با وجود کرونا باید روزه بگیریم؟آیا با وجود کرونا باید روزه بگیریم؟
راه رسیدن به عفت و حفظ پاک دامنی راه رسیدن به عفت و حفظ پاک دامنی
شهید صیاد شیرازی، سرباز همیشگیشهید صیاد شیرازی، سرباز همیشگی
رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنان تلویزیونی به‌مناسبت خجسته عید نیمه‌شعبان:رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنان تلویزیونی به‌مناسبت خجسته عید نیمه‌شعبان:
منشاء تمام مفاسد دنیا دوستی است منشاء تمام مفاسد دنیا دوستی است
رهبر معظم انقلاب اسلامی سال ۱۳۹۹ را سال «جهش تولید» نامگذاری کردند؛رهبر معظم انقلاب اسلامی سال ۱۳۹۹ را سال «جهش تولید» نامگذاری کردند؛
پس از کاشتن دو نهال میوه به مناسبت روز درختکاری انجام شد؛پس از کاشتن دو نهال میوه به مناسبت روز درختکاری انجام شد؛
بایگانی
سازمان تبلیغات اسلامی یزد
آدرس : یزد، بلوار شهید پاکنژاد، روبروی پمپ بنزین، اداره کل تبلیغات اسلامی استان یزد
تلفن : 37253370-035
فاکس : 37252680-035
ایمیل : info@tebyanyazd.ir



شیخ تارک الصلات
گروه مرتبط: نماز


شیخ تارک الصلاة

کسی می گفت : یکی از طلاب حوزه علمیه مشهد مشهور بود که تارک الصلاة است ، لذا در میان طلاب ، بسیار بسیار منفور شده بود ، بلکه منفوریت او از میان طلاب

صفحه 188

تجاوز کرده بود و به دگران رسیده بود . همه از وی بد می گفتند و مورد اشمئزازعمومی قرار گرفته بود .

بعد از چندین شبی در جایی با او میهمان بودیم ، پس از صرف شام به علتی میهمانان همان جا ماندند و خوابیدند و نتوانستند به خانه های خود بروند .

هنگامی که چراغ خاموش شد و همگی به خواب رفتند ، من هنوز بیدار بودم و خوابم نبرده بود ، ناگهان صدای ریزش قطرات آب را شنیدم . سر از لحاف بیرون کرده تا ببینم از کجاست ، دیدم صدا از گوشه اتاق است . دقت کردم ، دیدم شیخ تارک الصلاة به وضو گرفتن مشغول است ، بسیار تعجب کردم ولی دم نزدم .

شیخ وضو گرفت و به عبادت برخاست . تا صبح اشتغال به تهجد و عبادت داشت . در دل شب ، حال خوشی داشت . من عبادت او و حال او را بدون آن که خودش ملتفت شود ، می نگریستم . هنگامی که سپیده صبح زد ، شیخ اذانی بگفت و نماز صبح را به جا آورد و سپس بخوابید . نزدیک طلوع آفتاب بود که رفقا از خواب برخاستند و آماده برای خواندن نماز صبح گشتند . به یکدیگر می گفتند : شیخ را بیدار کنیم نماز بخواند . یکی فحشی به شیخ داد و گفت : ولش کنید . بالاخره شیخ را بیدار کردند . شیخ برخاست و گفت : می روم در مدرسه نماز می خوانم و از خانه بیرون شد ، در صورتی که چند دقیقه ای بیش تر به طلوع آفتاب نمانده بود و شیخ قبل از طلوع آفتاب به مدرسه نمی رسید و این نکته بر همه روشن بود . رفقا از شیخ به بد گویی مشغول شدند و از او ابراز انزجار می کردند . من به آنان چیزی نگفتم تا شیخ را ببینم . نزدیک ظهر ، شیخ را در صحن مطهر امام رضاعلیه السلام دیدم . به او گفتم : شیخ این چه بازی است ؟ ! چرا چنین می کنی ؟ ! گفت : مگر چه شده ؟ گفتم : من دیشب بیدار بودم و هر چه کردی دیدم . اشک از دیدگان شیخ جاری شد و دانست که سرش فاش شده است . اشاره ای به قبر مقدس امام هشتم علیه السلام کرد و مرا به آن حضرت سوگند داد که تا او زنده است ، داستانش را برای کسی ذکر نکنم . چیزی نگذشت که از دنیا رفت و مردمش همچنان او را تارک الصلاة می پنداشتند !



 
صفحه اول   |   ارتباط با ما   |   نقشه سايت   |   ورود به سایت   |   download   |   انجمن   |   سایت کودکان تبیان   |   پست الکترونیک
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اداره کل تبلیغات اسلامی استان یزد میباشد.
پشتیبانی : واحد فناوری اطلاعات اداره کل تبلیغات اسلامی یزد