یکی از گناهان کبیره غیبت است.

قرآن می فرماید:

«... وَ لا یغْتَبْ بَعْضُکمْ بَعْضاً أَ یحِبُّ أَحَدُکمْ أَنْ یأْکلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیتاً...»[1]

غیبت یکدیگر را روا مدارید. آیا شما دوست دارید گوشت برادر مرده خود را بخورید.

آیه فوق مؤمن را به منزله برادر و آبرویش را مانند گوشت بدنش قرار داده و غیبت او را به منزله خوردن گوشت او قرار داده است.

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:

مَنْ اغْتابَ مُسْلِماً أو مُسْلِمَةً لَمْ یقْبَلِ اللَّهُ صَلَوتَهُ ولا صِیامَهُ ارْبَعینَ صَباحاً الّا انْ یغْفِرَ لَهُ صاحِبُهُ.[2]

هرکس غیبت مرد یا زنی را کند چهل روز نمازش قبول نمی شود مگر آنکه غیبت شونده او را ببخشد.

امام صادق علیه السلام فرمود:

الْغیبةُ حَرامٌ عَلی کلِّ مُسْلِمٍ وَإِنَّها لَتَأکلُ الْحَسَنات کما تَأکلُ النَّارُ الْحَطَبَ.[3]

غیبت کردن بر هر مسلمانی حرام است و غیبت گناهی است مانند آتشی که هیزم را می خورد (می سوزاند) کار خیر و نیک او را از بین می برد به این صورت که حسنات غیبت کننده به غیبت شونده انتقال می یابد.[4] در شأن نزول این آیه «سیوطی» می گوید: ابن ابی حاتم از سدی نقل کرده که سلمان فارسی با دو نفر هم سفر شدند، در طول سفر سلمان آن دو را خدمت می کرد، و از طعام خود به آنها می داد. روزی در بین راه سلمان را خواب ربود، و از آن دو عقب ماند، آن دو نفر وقتی به منزل رسیدند، متوجّه شدند که سلمان دنبال سرشان نیست، پیش خود گفتند: او، رندی کرده، خواسته است وقتی برسد که چادر زده شده باشد، و غذا حاضر باشد. مشغول شدند چادر را زدند، همین که سلمان رسید، او را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله فرستادند تا خورشی از آن جناب برایشان بگیرد.

سلمان براه افتاد، تا حضور رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم رسید، عرضه داشت، ای رسول خدا رفقای من مرا فرستاده اند تا اگر خورشی داری به ایشان بدهی، فرمود: رفقای تو خورش می خواهند چه کنند، آنها خورش خوردند. سلمان برگشت و پاسخ رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را به آن دو بازگفت، آنها نزد رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم آمدند و سوگند خوردند به آن خدایی که تو را به حق مبعوث کرده، ما از آن ساعتی که پیاده شده ایم طعامی نخورده ایم، فرمود: چرا شما سلمان را خورش خود کردید، با آن حرفها که دنبال سرش زدید. اینجا بود که آیه: «... أَ یحِبُّ أَحَدُکمْ أَنْ یأْکلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیتاً» نازل شد.[5]

غیبت چیست؟

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:

ذِکرُک اخاک بِمَا یکرَه.[6]

غیبت آن است که راجع به برادر مسلمانت چیزی بگویی که اگر بشنود ناراحت بشود.

ابن اثیر می گوید: غیبت آن است که انسان بدیهای کسی را پشت سرش بگوید.[7]

اقسام غیبت

غیبت نوعاً به وسیله زبان انجام می گیرد امّا صورتهای دیگری نیز دارد همچون اشاره و نوشته و حرکت و نمایشی که عیب و بدی کسی را بفهماند.. . و گفتن عیب افراد به چند صورت می تواند باشد- گاهی ذکر عیوب جسمی و بدنی است به اینکه گفته شود فلانی فلج است و گاهی ذکر عیوب اخلاقی است به این صورت که گفته شود بخیل و بداخلاق و متکبّر و.. . است.

اگر صفتی ناروا در شخصی باشد یا کاری انجام داده باشد که خلاف است و دیگران از آن بی اطلاعند و دوست ندارد کسی آن را برای دیگران بازگو کند، بازگو کردن آن پشت سر او پیش دیگران غیبت است.[8] غیبت، هم برای گوینده و هم برای شنونده حرام است.[9] اگر کسی، از شخصی غیبت کرده باید از آن گناه توبه کند و لازم نیست به او بگوید.[10] س- شخصی گفته است هرکس غیبت مرا بکند من راضی هستم آیا غیبتش جایز است؟

ج- خیر باز هم غیبت کردن او اشکال دارد. چون غیبت حقّ النّاس محض نیست و در آیات و روایات از آن بطور مطلق نهی شده است.[11]

کفّاره غیبت

کفّاره یعنی عملی که آثار جرم و گناه را از بین می برد و زمینه آمرزش و عفو پروردگار را فراهم می سازد و طبیعی است که کفاره هر گناهی متناسب با آن گناه خواهد بود. غیبت از گناهانی است که دارای دو اثر منفی است. 1- سرکشی و طغیان در برابر دستور الهی. 2- ناراحت کردن و آزرده خاطر ساختن یک یا چند نفر از بندگان خدا. بنابراین برای از بین بردن این آثار هم باید زمینه مغفرت و عفو الهی فراهم شود و هم باید رضایت کسانی که تجاوز به حقوقشان شده کسب شود و تا آنها راضی نشود خداوند نیز راضی نخواهد شد مرحوم فیض کاشانی درباره کفاره غیبت و این که انسان چه باید بکند تا از گناهانی که مرتکب شده پاک گردد می فرماید:

کسی که غیبت کرده باید اظهار ندامت کند و توبه نماید و برای کارهایی که انجام داده (غیبتهایی که کرده) تأسف بخورد تا از عهده حق اللَّه بیرون رود. سپس نزد کسی برود که غیبت او را کرده است و از وی حلالیت بطلبد و بدین طریق از زیر بار گناه غیبت او خارج شود و کسی که می خواهد حلالیت بطلبد باید نخست به کارهایی که انجام داده محزون و متأسّف باشد و در پاسخ از کرده خود پشیمان گردد، نه این که مانند افراد ریاکار بخواهد اظهار ندامت کند؛ زیرا شخص دو رو و ریاکار برای این که خود را باورع و متقی جلوه دهد اظهار ندامت می کند، در حالی که در باطن از کرده خود پشیمان نیست و در حقیقت کسی که این گونه توبه کند گناه دیگری [: گناه ریا] نیز مرتکب شده است.[12] بنابراین کفّاره غیبت به صرف پشیمانی نیست بلکه هم پشیمانی و ندامت است و هم طلب حلالیت است و هم طلب استغفار برای غیبت شونده.. .. پیامبر صلی الله علیه و آله، فرمود:

تَسْتَغْفِرِ اللَّهَ لِمَنْ اغْتَبتَهُ کلَّما ذَکرْتَهُ.[13]

کفّاره غیبت آن است که برای کسی که غیبت او را کردی، هر وقت که بیادت آمد برایش طلب مغفرت کنی.

شهید ثانی رحمه الله می فرماید: استغفار آنجایی به درد می خورد که غیبت به گوش غیبت شونده نرسیده باشد و یا کسی که دست یابی به او مقدور نیست.[14] امام صادق علیه السلام فرمود:

انْ اغْتَبْتَ فَبَلَغَ الْمُغْتابَ فَاسْتَحِلَّ مِنْهُ وانْ لَمْ یبْلُغْهُ فَاسْتَغْفِرِ اللَّهَ لَهُ.[15]

اگر غیبت کسی را کردی که بگوشش رسیده از او حلالیت بطلب و اگر بگوشش نرسیده پس از خداوند برای او طلب مغفرت نما.

شهید مطهّری رحمه الله در کتاب گفتارهای معنوی می فرماید:

اگر از کسی غیبت کرده ای باید رضایت بطلبی بروی خودت را بشکنی بگویی آقا من از شما غیبت کرده ام خواهش می کنم از من راضی باش.

سپس می فرماید:

در ایام طلبگی اتفاق افتاد که در یک مجلسی از مرحوم آیة اللَّه حجت که حق استادی به گردن من داشت و من سالها خدمت ایشان درس خوانده بودم غیبت شد یک وقت احساس کردم که این درست نیست من چرا در یک چنین شرایطی قرار گرفته ام یک روز بعد از ظهر رفتم درب خانه ایشان را زدم گفتم بگویید فلانی است ایشان در اندرون بودند اجازه دادند رفتم داخل گفتم آقا آمده ام یک مطلب را به شما عرض کنم فرمود: چیست؟ گفتم: من از شما غیبت کرده ام ولی کم امّا غیبت نسبتاً زیادی شنیده ام ومن از این کار پشیمانم که چرا در جلسه ای که از شما غیبت می کردند حاضر شدم و شنیدم و چرا احیاناً به دهان خودم هم غیبت شما آمد ومن چون تصمیم دارم که دیگر از شما غیبت نکنم و غیبت شما را از کسی استماع نکنم، آمده ام به خود شما عرض بکنم که مرا ببخشید از من بگذرید این مرد با بزرگواری که داشت به من گفت. غیبت کردن از امثال ما دو جور است یک وقت به شکلی است که اهانت به اسلام است یک وقت هم هست که به شخص ما مربوط می شود عرض کردم من چیزی نگفتم و جسارتی نکردم که به اسلام توهین بشود هرچه بوده مربوط به شخص خودتان است گفت من گذشت کردم».[16]

موارد استثناء

1- در مقام دفاع

اگر به شخصی ظلمی شده باشد جایز است بر او به کسی که می تواند حق او را از ظالم بگیرد و یا او را یاری نماید بگوید. به شرط آنکه مظلوم عیوب دیگر ظالم را نگوید بلکه فقط به ظلمی که به خودش شده اکتفا نماید.

2- مشورت

اگر از شخصی راجع به دیگری مشورت شود آن شخص می تواند آنچه درباره فرد مذکور می داند بگوید.

3- راهنمایی و نصیحت

کسی که با فاسقی هم نشینی می نماید و از احوال او مطلّع نیست و ممکن است اعمال بد دوستش به او سرایت کند می توان ضعفهای آن دوست فاسق را در حد ضرورت به او گفت.

4- در مقام درمان بیماری

اظهار عیبهای مخفی بیمار نزد طبیب برای معالجه مانعی ندارد.

5- شهرت به لقب خاص

اگر شخصی به لقبی مشهور باشد که دلالت بر عیبی از او نماید مثل کوتاه قد یا لنگ یا کور در این صورت گفتن این لقب مانعی ندارد.

6- متجاهر به فسق

کسی که به صورت علنی گناه می کند مثل شراب خواری در برابر مردم غیبت کردن نسبت به این عمل اش مانعی ندارد.

7- غیبت ناشناس

غیبت شخصی که کسی او را نمی شناسد حرام نمی باشد مثلًا اگر کسی به صورت مجهول بگوید شخصی را دیدم با اینکه باسواد بود امّا دروغگو بود.

8- در مقام شهادت

یکی از موارد مجاز غیبت، در مقام شهادت در دادگاه است.

9- از جمله موارد مجاز غیبت، غیبت کفار و منافقین و بدعت گزاران است.[17]

کسی که نماز نمی خواند ولی این گناه خود را آشکار نمی کند غیبت او درباره ترک نماز به نیت اصلاح جایز است.[18]

پی نوشت ها

[1] . حجرات، 12 ..

[2] . بحار الانوار، ج 75/ 258 ..

[3] . مستدرك الوسائل، ج 2/ 107 ..

[4] . ثواب الاعمال وعقابها/ 568؛ ارشاد القلوب، ج 1/ 6/ 1 ..

[5] . الدر المنثور، ج 6، ص 94 ..

[6] . وسائل الشيعه، ج 8/ 598..

[7] . نهايه ابن اثير، ج 3/ 399 ..

[8] . استفتائات امام خمينى قدس سره، ج 2/ 618، س 9 ..

[9] . همان ..

[10] . همان/ 620، س 15 و 16 ..

[11] . جامع المسائل، ج 2/ 493 فاضل لنكرانى ..

[12] . محجة البيضاء، 5/ 273 ..

[13] . وسائل الشيعه، ج 8/ 606 ..

[14] . كشف الريبه، 111 ..

[15] . محجة البيضاء، ج 5/ 273 ..

[16] . گفتارهاى معنوى، ص 146 ..

[17] . رساله محرم و نامحرم، احمد مجتهدى تهرانى، موسسه در راه حق ..

[18] . استفتائات امام خمينى قدس سره، جلد 2/ 618، س 18 ..