اخبار و رویدادها
مقالات...
آیا با وجود کرونا باید روزه بگیریم؟آیا با وجود کرونا باید روزه بگیریم؟
راه رسیدن به عفت و حفظ پاک دامنی راه رسیدن به عفت و حفظ پاک دامنی
شهید صیاد شیرازی، سرباز همیشگیشهید صیاد شیرازی، سرباز همیشگی
رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنان تلویزیونی به‌مناسبت خجسته عید نیمه‌شعبان:رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنان تلویزیونی به‌مناسبت خجسته عید نیمه‌شعبان:
منشاء تمام مفاسد دنیا دوستی است منشاء تمام مفاسد دنیا دوستی است
رهبر معظم انقلاب اسلامی سال ۱۳۹۹ را سال «جهش تولید» نامگذاری کردند؛رهبر معظم انقلاب اسلامی سال ۱۳۹۹ را سال «جهش تولید» نامگذاری کردند؛
پس از کاشتن دو نهال میوه به مناسبت روز درختکاری انجام شد؛پس از کاشتن دو نهال میوه به مناسبت روز درختکاری انجام شد؛
بایگانی
سازمان تبلیغات اسلامی یزد
آدرس : یزد، بلوار شهید پاکنژاد، روبروی پمپ بنزین، اداره کل تبلیغات اسلامی استان یزد
تلفن : 37253370-035
فاکس : 37252680-035
ایمیل : info@tebyanyazd.ir



آیا خانه زن، مسجد اوست؟
گروه مرتبط: احکام بانوان


آیا خانه زن، مسجد اوست؟

«و ارکعی مع الراکعین » اما آنچه میان فقهاء مشهور شده است که، مسجد زن خانه اوست. و حتی حضرت امام(ره) در تحریر الوسیله می فرماید: «و الافضل للنساء الصلوه فی بیوتهن، و الافضل بیت المخدع »;یعنی برای زنان، نماز در خانه هایشان با فضیلت تر است و بافضیلت تر نماز در پستوی خانه است. شاید این فتوا به حدیثی که شیخ طوسی در تهذیب آورده است، مستند باشد.

به روایت شیخ طوسی یونس بن ظبیان از امام صادق(ع) چنین نقل کرده است: «خیر مساجد نسائکم البیوت » همچنین شیخ صدوق در من لایحضره فقیه از هشام بن سالم نقل کرده است که امام صادق(ع) فرمود: «صلاه المراه فی مخدعها افضل من صلاتها فی بیتها، صلاتها فی بیتها اءفضل من صلاتها فی الدار» اما روایت یونس بن ظبیان قابل پذیرش نمی نماید; زیرا نجاشی و شیخ طوسی او را ضعیف شمرده اند.

روایت دوم در پی بیان این مطلب است که زن نباید در تیررس دیدنامحرم نماز گزارد. پس اگر در مسجد پرده ای زن را از دیدنامحرمان حفظ کند، ملاک حکم رعایت شده است.

بنابراین، نماز زن، با حفظ حریم و حدود الهی، در مسجد افضل است; چنانکه نماز مرد چنین است. شاید امام(ره) نیز با توجه به همین مطلب در رساله عملیه خویش می فرماید: «اگر بتوانند کاملاخود را از نامحرم حفظ کنند، بهتر است در مسجد نماز بخوانند.»

حضور زن در اعتکاف

بر این اساس که حضور انسان و نه جنس مرد در مسجد فضیلت دارد، فقیهان فتوا دادند که هرکس، زن یا مرد، می تواند دراعتکاف شرکت کنند;« و یستوی فی ذلک، الرجل و المراه » مرحوم صاحب حدائق در این مساله ادعای اجماع کرده و «صاحب جواهر»این ادعا را درست شمرده است. پس حضور انسان در مسجد ملاک است.

جنسیت در این امر دخالتی ندارد; بلکه جان آدمی شرف حضورمی یابد.

زن در نماز جمعه

هرچند روایاتی برعدم وجوب نماز جمعه برای زنان دلالت می کند;ولی هیچ روایتی زن را از این عبادت باز نداشته است. احادیثی نیز بر وجوب نماز جمعه بر انسان و اینکه «انسان » نباید،بدون عذر، سه جمعه پیاپی نماز را ترک کند، دلالت دارد. علاوه براین، امام کاظم(ع) روایتی دارد و در آن از وجوب نماز جمعه برزنی که در مصلای جمعه حضور یافته است،پرده بر می دارد. مرحوم صاحب جواهر می فرماید: روایاتی که بر سقوط نماز جمعه از زن دلالت دارد، تلاش برای رفتن به نماز جمعه را از زنان ساقط می کند، زیرا رفت و آمد برای زن دشواری هایی دارد; ولی وقتی زنی در مصلا حضور یافت و دشواری رفتن بدین مکان از میان رفت، آیا بازهم می توان گفت: نماز جمعه بر وی واجب نیست؟ آن بزرگوار سپس پاسخ می دهد: نه، در اصل مشروعیت نماز جمعه برای زن تردید روا نیست. گروهی معتقدند که نه تنها حضور زن در نماز جمعه صحیح است; بلکه گاهی ضرورت دارد; چون دین، از آن جهت که بشر را با دید جمعی می نگرد، جامعه را دارای وظایفی می داند. چنانکه قرآن کریم مومنان راستین را چنین معرفی می کند: (انما المومنون الذین آمنوا بالله و رسوله و اذا کانوا معه علی امر جامع لم یذهبوا حتی یستاذنوه) مومنان راستین کسانی هستند که، هم از نظر عقیده، به خدا و پیامبرش معتقدند و هم ازنظر درک مسایل اجتماعی و هوش جمعی، جامعه را خوب می شناسند ودر مسایل جمعی همواره حضور دارند و منزوی نیستند. امر جامع،همان مسایل جمعی یک نظام است; برای مثال جریان نماز جمعه یک امر جامع است، تظاهرات علیه طاغوت و استکبار، حضور درانتخابات، تایید رهبری و مسئولان اسلامی، امر به معروف عمومی ونهی از منکر جمعی و صدها نمونه از این قبیل، همه امور جامع شمرده می شوند. این نموداری از وظیفه جمعی افراد جامعه است که قرآن آن را ترسیم می کند و در این بخش میان زن و مرد تفاوتی وجود ندارد.

زن در مسجد الحرام

مکه کامل ترین مصداق مسجد است

نماز فرادی در آن از نماز جماعت در خانه بهتر است. مسجدی که گزاردن یک نماز واجب در آن، سبب آبرو و قبول شدن همه نمازهای انسان در طول زندگی می شود.مسجدی که هیچ کس نمی تواند به هیچ دلیلی مردم را از ورود به آن باز دارد.

کعبه اولین خانه ای است که برای عبادت مردم ساخته شد و عبادت کنندگان را به سوی خود جذب کرد; (ان اول بیت وضع للناس للذی ببکه مبارکا) مسجدی که هدایت جهانیان را تامین می کند و به هیچ گروه و نژادی اختصاص ندارد; (هدی للعالمین) مسجدی که مردم، از همه مناطق جهان، در آن گرد می آیند و به عبادت می پردازند. مسجدی که اولین نماز جماعت به امامت پیامبراکرم(ص) با حضور مردی چون علی بن ابی طالب(ع) و بانویی چون حضرت خدیجه(س) در آنجا برگزار شد.

مسجدی که به سوی آن رفتن (حج به جا آوردن) بر توانگران واجب است; (و لله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا) در آنجاحضور زن نه تنها جایز است، بلکه واجب است و اجازه سرپرست نیزشرط نیست. علاوه بر این، اگر خطری زن را تهدید نکند، همراهی محرم شرط نیست و باید خود این مسیر را بپیماید.

بر اساس برخی از روایتها، زنی در حج نقاب بر چهره افکنده بود.

امام باقر(ع) او را از این کار باز داشت.

در آنجا حتی وجود پرده نیز لازم نیست. زنان باید حجاب را رعایت کنند و آزادانه به عبادت بپردازند.

معصومان(علیهم السلام) زنان را به زیارت حرم اهل بیت(علیهم السلام) سفارش کرده اند. طبق نقل کامل الزیارات، امام صادق(ع)زنی به نام «ام سعیدالاحمسیه » را به زیارت امام حسین(ع)تشویق فرمود. بی تردید حرمت حرم اهل بیت(علیهم السلام) از حرمت مسجد کمتر نیست. پس می توان از این روایات برای اثبات مطلوبیت حضور زن در مسجد بهره برد.

ثمره حضور در مسجد

مهمترین ثمره حضور در مسجد، عبادت است. انجام دادن عبادت باحضور قلب مطلوب است. عبادت با حضور قلب به عوامل دورنی عبادت کننده و موقعیت خارجی، مانند زمان و مکان بستگی دارد; برای مثال نماز در برابر در باز کراهت دارد، چون ممکن است حضور قلب را از میان ببرد. مناسبترین مکان برای عبادت و راز و نیاز باخداوند متعال مسجد است; زیرا مسجد خانه خدا است. و بسیار به جاست که انسان برای بار یافتن به محضر حق و ملاقات با وی به خانه اش بشتابد. چنانکه آدمی برای یافتن افراد، آنها را درخانه هایشان می جوید.

خداوند می فرماید: مسجد خانه ذکر خدا و خانه تسبیح است. وجلوگیری از یاد خدا در مسجد، ظلم است. پس نباید هیچ کس را ازورود به مسجد باز داشت. چون مسجد جایگاه عبادت و یاد حق است،انجام دادن کارهایی که به جنبه عبادی مسجد آسیب می رساند، روانیست. حتی امام(ره) می فرماید: «اگر مسجد را برای روضه خوانی چادر بزنند و فرش کنند و سیاهی بکوبند و اسباب چای در آن ببرند، در صورتی که این کارها به مسجد ضرر نرساند و مانع نمازخواندن نشود، اشکال ندارد.» مسجد، علاوه بر جنبه عبادی،از نظر روانی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نیز اهمیت دارد.

از نظر روانی، وقتی زن وارد مسجد می شود، درست مانند مرد،آرامش می یابد و در این مورد تفاوتی میان زن و مرد نیست;(المومن فی المسجد کالسمک فی الماء) از نظر فرهنگی ما می دانیم که مسجد بهترین مرکز فراگیری مسایل مذهبی است; روح نماز رازنده می سازند، میان مومنان الفت و محبت پدید می آورد و آنها رابه هم نزدیک می کند. مسجد بهترین جایی است که همه افراد جامعه،از هر جنس و باهر سن و سطح سواد، می توانند در آنجا مسایل مذهبی را فراگیرند. بی تردید همه زنان به مدرسه نمی روند. ازطرفی تجربه ثابت کرده است که به سخنرانیهای رادیو و تلویزیون چندان اهمیت نمی دهند و یا کمتر دراین کار موفق می شوند. پس باید در جایی با وظایف دینی اش آشنا شود.

حضور در مسجد، زن را آماده می کند تا به روایات گوش دهد و آداب و سنن دینی را بیاموزد.

از نظر اجتماعی و سیاسی باید گفت که امروزه حضور زنان دراجتماع و امور فرهنگی مشتی به دهان یاوه گویان و منحرفان ازاسلام است; منحرفانی که شعار آزادی و تساوی حقوق زن و مردسرمی دهند و اسلام را به تحقیر زن متهم می سازند.

حضور زن در اجتماعات، مسجدها و نمازهای جمعه نشان می دهد که اسلام با آزادی زن مخالف نیست; بلکه باید حریم حفظ شود. اسلام زن را شبیه مرد نمی داند.

آنها در طبیعت و جنسیت فرق دارند، اما در انسانیت مساوی اند وارزش زن از مرد کمتر نیست.

نه تنها امروز حضور زن در صحنه سیاسی موثر است; بلکه در صدراسلام نیز چنین بوده است. داستان سوده، دختر عمار بن اسک همدانی، و دیگران، که در کتابها فراوان نقل شده است، بر درستی این سخن گواهی می دهد.

قرآن یادآوری می کند که سه زن موسی را از کشته شدن حفظ کردند وپرورش دادند: مادر موسی، خواهر موسی و زن فرعون. این سه زن،با وضعیت سیاسی آن روز مبارزه کردند تا موسی پرورش یافت.

چنانکه مرد در تلاش و کوشش است، زنان نیز از چنین ویژگی برخوردارند.

خداوند می فرماید: (یا ایهاالانسان انک کادح الی ربک کدحافملاقیه) این خطاب به انسانیت است. سرانجام انسان به لقاء الله می رسد، یا لقای جلال، یا لقای جمال. بی تردید زن و مرد در این راه همتای یکدیگرند.

حتی به یک دینار

محدثه رضایی

وای پسر! وای که اگر پایت به خانه برسد من می دانم و تو.

زن گفت: حالا خدا این طور خواسته است، تقصیر خودت بود.

مرد ابروهایش را درهم کشید، به جلوخم شد و دستهایش را به طرف زن تکان داد: تقصیر من؟ تقصیر آن پسره نادان است. بالاخره مجبور می شود به خانه برگردد و آن وقت من می دانم و او.

زن بلند شد و از لب تاقچه کوزه را برداشت و آب ریخت توی کاسه سفالی: یادت می آید؟ یادت می آید بهت گفتم:آن کار را نکن، خدا را خوش نمی آید؟ یادت است گفتم: آدم دیگربه امام نمی تواند دروغ بگوید؟

بحث را عوض نکن، ربطی به آن کار ندارد فقط مشکل آن پسره ولگرد است اگه ... دستم بهش برسد.

زن کاسه آب را به طرفش گرفت: بخور گلویت را تازه کن این قدرهم خودت را اذیت نکن به آن پسر هم کاری نداشته باش.

کاسه آب را دو دستی گرفت.

یعنی کجا رفته است؟ حتما دوباره رفته سراغ آن رفیقهای نامردش، شاید هم از این شهر رفته خانه قوم و خویش ها!

بخور اسماعیل! آب آوردم بخوری نه اینکه مثل مات ها فقط نگاه کنی.

اسماعیل به خودش آمد. کاسه آب را به دهان برد. آب به گلویش پرید. کاسه را تندی گذاشت روی زمین و شروع کرد به سرفه کردن.

میان سرفه گفت: این همه رفتم نخلستان های مردم کار کردم، این همه از چاه آب کشیدم، این همه...

صدای زن بلند شد: بس کن اسماعیل! تو که داری خودت را تلف می کنی، کمی دراز بکش همه چیز از یادت می رود.

رگهای گردن اسماعیل متورم شد: تو هم که عین خیالت نیست.مرتب طرفداری پسرت را می کنی!

طرفداری نمی کنم سزای عمل خودت بودنه...

بقیه اش را نگو خودم می دانم.

نشسته بود و تکیه داده بود به دیوار کاهگلی یکی از خانه های نزدیک مسجد و منتظر امام بود. چشم هایش را دوخته بود به درمسجد و هرکس از مسجد خارج می شد، نیم خیز می شد اما تا می دیدامام نیست، زیر لب غرغری می کرد و دوباره می نشست. زیر لب حرفهایی که قرار بود به امام بزند تکرار می کرد. تا اینکه امام همراه غلامش از در مسجد بیرون آمد. سریع از جا بلند شد و به طرف آنها دوید: سلام یا ابامحمد! (1) امام جوابش را داد.

یا ابا محمد! به فریادم برس، محتاجم، محتاج، به خدا قسم یک دینار بیشتر در کیسه ام ندارم! امام مستقیم در چشمهای او نگاه کرد و گفت: تو به خدا سوگند دروغ می خوری با اینکه دویست دیناردر خاک پنهان کرده ای؟

صورت اسماعیل گر گرفت، عرق بر پیشانی اش نشست. فکر اینجایش رادیگر نکرده بود. سعی کرد خودش را نبازد

نه اصلا این طور نیست، گفتم که یک دینار بیشتر...

امام حرف او را قطع کرد: حرف من به خاطر این نیست که نخواهم چیزی به تو بدهم. و رو کرد به غلامش: هرچه که همراهت داری به او بده.

غلام دست به شال کمرش برد.

چشم مولای من. و کیسه کوچکی بیرون کشید: صد دینار است مولای من! امام کیسه را از دست او گرفت و رو کرد به اسماعیل:اینها را بگیر و بدان وقتی که به آن دویست دینار احتیاج پیدا می کنی از آنها محروم خواهی ماند.

اسماعیل کیسه پول را گرفت و زیر لب تشکر کرد و وقتی امام باغلام به راهشان ادامه دادند کیسه را بوسید و خودش را در پناه دیوار کشاند تا آنها را بشمارد. با خودش گفت: یعنی امام ازکجا فهمیده که من دویست دینار دارم؟! اما وقتی برق سکه ها رادید، سعی کرد دیگر به آن فکر نکند تا چند لحظه دیگر همه آنهارا برای زن و فرزندش خرج می کرد.

اسماعیل سخت به پول نیاز داشت، حتی به یک دینار. بدهکار بود وطلب کارها پولشان را می خواستند و پسرش جای دویست دینار رافهمیده بود و آنها را برداشته و فرار کرده بود.

پی نوشت :

1- امام حسن عسکری (ع) منبع: اصول کافی، ج 2، صفحه 572، حدیث 14.



 
صفحه اول   |   ارتباط با ما   |   نقشه سايت   |   ورود به سایت   |   download   |   انجمن   |   سایت کودکان تبیان   |   پست الکترونیک
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اداره کل تبلیغات اسلامی استان یزد میباشد.
پشتیبانی : واحد فناوری اطلاعات اداره کل تبلیغات اسلامی یزد