اخبار و رویدادها
مقالات...
بیانات مقام معظم رهبردر دیدار مسئولان نظامبیانات مقام معظم رهبردر دیدار مسئولان نظام
رمضان وقرآن رمضان وقرآن
 رهبر معظم انقلاب در اجتماع عظیم مردم در حرم مطهر امام خمینی(ره): انقلابی‌گری یعنی مسئولان تسلیم زور رهبر معظم انقلاب در اجتماع عظیم مردم در حرم مطهر امام خمینی(ره): انقلابی‌گری یعنی مسئولان تسلیم زور
اثر شیاع غیبت در جامعهاثر شیاع غیبت در جامعه
رنجی که می توانیم نبریم!رنجی که می توانیم نبریم!
آداب ورود به ماه مبارک رمضانآداب ورود به ماه مبارک رمضان
رمضان جاده بهشت و رضوان الهیرمضان جاده بهشت و رضوان الهی
بایگانی
سازمان تبلیغات اسلامی یزد
آدرس : یزد، بلوار شهید پاکنژاد، روبروی پمپ بنزین، اداره کل تبلیغات اسلامی استان یزد
تلفن : 37253370-035
فاکس : 37252680-035
ایمیل : info@tebyanyazd.ir


چگونه عمرمان را غنى سازى كنيم؟

 
شتابى كه در سپرى شدن عمراست ،حسرتى كه بسيارى از انسان‏ها در پايان عمرشان به خاطر هدر دادن «سرمايه عمر» مى‏خورند،يك بار بودن مجال زندگى و غير قابل تكرار بودن اين فرصت و مهلت زيستن، مسؤوليتى كه انسان نسبت به عمر خويش و كيفّيت گذران آن دارد، و... عواملى از اين قبيل، يافتن پاسخ براى اين سؤال را كه «روش بهره‏گيرى از عمر چيست؟» جدّى‏تر مطرح مى‏سازد.
موفق‏ترين انسان‏ها هم سرانجام، دچار حسرت و پشيمانى مى‏شوند كه كاش بهتر از اين از عمرمان استفاده كرده بوديم.اما مى‏توان از ميزان حسرت كاست و بار ندامت را سبك ساخت، به شرط آنكه در پى آن باشيم كه بهترين شيوه زيستن و بهره گرفتن از اوقات و به بهره ورى رساندن عمر و پر بار ساختن پرونده اعمال و كارنامه زندگى را بشناسيم و به كار بنديم. گذرا به برخى از راه و روش‏هاى غنى‏تر ساختن درونمايه عمر و زيستن در اين «ميدان عمل» و «عرصه آزمون» اشاره مى‏كنيم:
1. توجه به محدود و گذرا بودن عمر: گاهى يادمان مى‏رود كه عمر ما، عمر نوح و خضر نيست و براى هميشه پاى بر گرده كره خاكى نخواهيم گذاشت و براى ابد، نفس نخواهيم كشيد. مثل خيلى‏ها كه با اجل طبيعى يا حوادث و سوانح،جان مى‏بازند، مانيز بايد اين جان عاريت را به جان آفرين تسليم كنيم. دير و زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد. پس، حال كه چنين است، عمر را به غفلت نگذرانيم. به قول سعدى:
اى كه پنجاه رفت و در خوابى
مگر اين پنج روزه دريابى
شمع وجود عمر ما پيوسته در حال سوختن و كاستن است. پيش ازخاموشى، فكرى كنيم!
2. در طول شبانه روز، در ايام هفته و سال، وقت‏هاى خورده ريز فراوانى را مفت از دست مى‏دهيم.
براى اين وقت‏هاى به اصطلاح «دم قيچى» فكرى كنيم و برنامه‏اى داشته باشيم و با دوختن اين پاره وقت‏ها به يكديگر، وقت و مجال خودمان را توسعه و افزايش دهيم. وقتى از يك شير آب كه هرز شده، آب هدر مى‏رود، اگر ظرفى زير آن بگذاريم، مى‏بينيم كه آن ظرف در مدتى كم پر شد. وقتى قطره قطره است به چشم نمى‏آيد، ولى وقتى جمع مى‏شود، «قابل توجه» مى‏گردد. از اينگونه وقت‏هاى خورده ريز هم زياد از دست ما مى‏رود. براى آنها حسابى باز كنيم!
3. كارها را در زندگى خود، به تناسب اهميت و ضرورت، اولويت بندى كنيم و خود را به كارى مشغول سازيم كه اولويت درجه يك دارد. اگر وقت اضافى داشتيم، صرف كارهاى مرحله دوم و سوم از نظر اهميّت بكنيم. تا مبادا چنان شود كه:
بگذاشته‏ايم آنچه برداشتنى است
برداشته‏ايم آنچه بگذاشتنى است
حضرت على ‏عليه‏السلام فرموده است: هر كس به كارى كه مهّم نيست مشغول شود، كار مهمتر از دست او مى‏رود (مَنِ اشتغل بغيرِ المهمّ فاَتُه الاَهَمّ). مى‏بينيم كه اهم و مهم كردن كارها و پرداختن به آنچه لازم‏تر و مفيدتر است، جلوى حسرت و ندامت را مى‏گيرد وبه بهره‏ورى از عمر، كمك مى‏كند.
4. نظم در امور: آشفتگى در هر چيز، زيان آور است. مثل آشفتگى ذهن، آشفتگى دل و خاطر، به هم ريختگى وسايل و ابزار، آشفتگى حساب و كتاب و دخل و خرج و هزينه و درآمد و...بسيارى از اين گونه امور.
كارهاى ما در «ظرف زمان» صورت مى‏گيرد. نظم دادن به كارها و برنامه‏ها و صرف وقت‏ها و مطالعات و نوشتن‏ها و عبادات و خدمات و تفريحات، سبب بهره ورى بيشتر از امكانات از جمله «عمر» مى‏شود. تقسيم زمان بين كارها و نظم دقيق در انجام امور، جلوى ضايعات بسيارى رامى گيرد و مايه «توسعه وقت» مى‏شود.
5. حفظ روحيه و اميد: انسان به اميد زنده است. داشتن اميد و انگيزه، هم به انسان نيرو مى‏بخشد، هم نشاط مى‏آورد، هم مانع خستگى و به ستوه آمدن مى‏شود، هم زندگى را بر خوردار از «خوشبينى به آينده» مى‏سازد، هم ثمره كارها و تلاش‏ها را مضاعف مى‏سازد. آنان كه با روحيه خوب زندگى مى‏كنند و به يأس و بدبينى و افسردگى و دلسردى مجال ورود صحنه زندگى‏شان نمى‏دهند، از زندگى خود لذّت بيشترى مى‏برند. و اگر جز اين باشد، زندگى را «مردن تدريجى» خواهند ديد و گذرانِ عمر را يك «جان كندن دراز مدت» خواهند شمرد.
6. تجربه آموختن: روزگار و فراز و نشيب‏هاى زندگى، معلّم شايسته‏اى براى انسان است. به شرط آنكه بتواند از تجربه‏هاى تلخ و شيرين استفاده كند. گشودن ديد عبرت به روى حوادث، بار تجربه آدمى را غنى‏تر مى‏سازد. بهره‏گيرى از تجارب ديگران نيز، «عمر دوباره» به شمار مى‏آيد.
سالخوردگان مجرب و سرد و گرم روزگار چشيدگان،اغلب سعى مى‏كنند «حاصل عمر» خويش را در اختيار ديگران قرار دهند، چه به صورت شفاهى و گفتارى، چه كتبى و نوشتارى. حتّى نامه 31 نهج البلاغه، تجارب غنى حضرت اميرعليه‏السلام است كه در سالهاى پايانى عمر پر بارشان به صورت يك «نامه» به فرزندشان امام حسن مجتبى‏عليه‏السلام نوشته‏اند، نامه‏اى مفصّل، عميق، پر نكته و آموزنده. هم بايد تجربه آموخت، هم بايد تجربه اندوخت. هم آن‏ها را به كار بست، هم به ديگران منتقل كرد.
7. مشورت: بهره‏گيرى از افكار وانديشه‏هاى ديگران، هم فكر ما را غنى‏تر مى‏سازد، هم از اشتباهات ما مى‏كاهد. رايزنى با ديگران، به خصوص صاحب نظران و كارشناسان و صاحبان تجربه، كانال زدن به ذخيره، عظيم و ارزشمندى است كه در اختيار ديگران است، هر كس با ديگران مشورت كند، در عقول و خردهاى آنان شريك شده است.
مشورت مى‏تواند زندگى مارا سالمتر و گذر عمر ما راپر بارتر سازد. اما اينكه باچه كسانى بايد مشورت كرد؟ صفات مشاور خوب چيست؟ روش نظرخواهى ازديگران چگونه است؟ و... مباحثى است كه دراين مختصر نمى‏گنجد.
ولى اجمال مسأله، پرهيز از «استبداد به رأى» و تك روى در كارها و تصميم‏هاى فردى و اجتماعى است.
هم در انتخاب رشته، هم در گزينش همسر، هم در دوست يابى، هم در كتاب خوانى و انتخاب معلم و مراجعه به پزشك و خريد يك خانه و تغيير شغل و نام نويسى در يك آموزشگاه و...مى‏توان از اصل «مشورت» بهره گرفت و ضريب خطاها راكاهش داد.
8. دوستان خوب: نمى‏توان تأثير همنشين و دوست را بر اخلاق و افكار و رفتار ونحوه عمل انسان انكار كرد. شخصيت افراد، گاهى تحت تأثير معاشران و دوستان شكل مى‏گيردو از خوبى و بدى يا برعكس تغيير حال مى‏يابد. ديگران هم مبناى داورى شان در مورد هر كس، همنشينان اوست.
تو اول بگو باكيان زيستى
پس آنگه بگويم كه تو كيستى
دوستان، گاهى عمر انسان را بر باد مى‏دهند، گاهى عامل و انگيزه بهره‏گيرى از عمر مى‏شوند. داشتن رفيق شايسته وهمدم وارسته، زندگى را در «خط اعتدال»قرار مى‏دهد و نعمتى بزرگ است.
كم نيستند كسانى كه عمر خود را باخته و پشت ديوار ندامت نشسته و زانوى غم بغل گرفته‏اند چرا؟به خاطر اينكه همنشين شايسته‏اى نداشته‏اند. امان از دوستِ بد! پس از اين رهگذر هم مى‏توان به بالنده ساختن زندگى و مفيد ساختن عمر دست يافت.
9. خواندن شرح حال: اينكه گفته‏اند مطالعه بيوگرافى و سرگذشت انسان‏ها از ارزنده‏ترين كارهاست، حرف درستى است. هميشه مااز اسوه و الگوها بهره گرفته‏ايم. بزرگانى كه مايه فخر بشريّت اند، مى‏توانند سرمشق ما براى «چگونه زيستن» باشند.
چه پيامبران الهى و امامان معصوم، چه اصحاب و ياران آن معصومين، چه دانشمندان برجسته و نوابغ و مصلحان و رهبران و شهيدان، چه انسان‏هاى عارف و وارسته و اخلاقى، هر كدام به نحوى«چراغ راه» به شمار مى‏روند. خواندن شرح حال آنان در ما انگيزه ايجاد مى‏كند، اميد مى‏بخشد، راه را نشان مى‏دهد، تأثير مى‏گذارد.
خيلى‏ها اگر در زندگى جهش‏هايى به سوى كمال داشته‏اند، در مدار جاذبه يك شخصيت قرار گرفته‏اند و با خواندن زندگينامه بزرگان زير و رو شده‏اند. اينگونه مطالعات، هم شيرين است، هم آموزنده، هم سرگرم كننده و هم نمونه‏اى از انسان‏هاى موفق را پيش روى ما قرار مى‏دهد.
10. محاسبه: اگر عمر ما يك «سرمايه» است، بايد نسبت به آن «حسابگرى» هم داشته باشيم، سودآورى يا زيان دهى عمر را حساب كنيم، راه دست يافتن به بهره‏هاى دراز مدت و ابدى را كه تا آخرت هم كشيده مى‏شود بشناسيم و به كار بنديم.
عاقلان اهل ذخيره سازى اند و دور انديشى و آينده نگرى. «آخرت» هم يك مرحله است كه به آن خواهيم رسيد، ولى با چه دستاورد و ذخيره و ره‏توشه‏اى؟
عمرها مى‏گذرد، ولى با گذشت عمر، ما چه مى‏اندوزيم؟
ما در حال داد و ستد بازمان هستيم. عمر مى‏دهيم، ولى چه مى‏گيريم؟ آيا با خرج كردن «دنيا»، توانسته‏ايم «آخرت» خويش رابسازيم و بخريم وآباد كنيم؟
محاسبه ابعاد مختلفى دارد. عمر و فرصت‏هاى زندگى هم يكى از ميدان‏هاى حسابگرى است. كمتر از يك دستفروش دوره گرد نباشيم كه در غروب هر روز، مى‏انديشد كه درآمد امروزش چه بود؟ برد ياباخت؟ سود كرد يا زيان؟
بارى...به غنى سازى عمرمان بينديشيم، هم به طول و عرض آن، هم به عمق و محتواى آن.
 
صفحه اول   |   ارتباط با ما   |   نقشه سايت   |   ورود به سایت   |   download   |   انجمن   |   سایت کودکان تبیان   |   پست الکترونیک
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اداره کل تبلیغات اسلامی استان یزد میباشد.
پشتیبانی : واحد فناوری اطلاعات اداره کل تبلیغات اسلامی یزد